خبر ایرانی - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://newsirani.com/art Sun, 17 Dec 2017 18:26:11 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://newsirani.com/skins/default/fa/normal1/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبر ایرانی http://newsirani.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری خبر ایرانی آزاد است. Sun, 17 Dec 2017 18:26:11 GMT فرهنگ و هنر 60 عکس/ حمل مشعل المپیک توسط بهرام رادان http://newsirani.com//gallery/93311/1/عکس-حمل-مشعل-المپیک-توسط-بهرام-رادان  بهرام رادان بازیگر مشهور ایرانی در سئول پایتخت کره جنوبی در برنامه حمل مشعل المپیک زمستانی۲۰۱۸ مشعل بازی ها را حمل کرد.حمل مشعل المپیک زمستانی کره جنوبی توسط بهرام رادان را مشاهده می کنید.   ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 12:00:00 GMT http://newsirani.com//gallery/93311/1/عکس-حمل-مشعل-المپیک-توسط-بهرام-رادان بازیگر زن: در سینمای فاسد قبل از انقلاب دوام نیاوردم http://newsirani.com//news/93314/بازیگر-زن-سینمای-فاسد-قبل-انقلاب-دوام-نیاوردم "آفرین عبیسی" بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون از جمله هنرپیشگانی است که حضورش در هر فیلمی بدون شک به کیفیت آن اثر کمک می‌کند و نباید فراموش کرد که بازی‌های به یادماندنی او همواره توجه ویژه مخاطبان را به خود جلب کرده است.عبیسی از هفده سالگی بازیگری را آغاز کرد و به همراه همسرش ایرج صادق پور فیلمبردار و تهیه کننده سینما می‌توانست در سینمای قبل از انقلاب به سرعت رشد کند اما فضای سینمای فاسد و فیلم فارسی آن دوران را تحمل نکرد و در همان ابتدا با بازیگری خداحافظی کرد. بعد از انقلاب اسلامی ایران و فوت همسرش، وی بار دیگر به عرصه بازیگری بازگشت و این بار با حضور در آثار درخشان سینمایی و تلویزیونی چهره بازیگری کارکشته را به نمایش گذاشت. بید مجنون، تنهایی لیلا، چهارشنبه 19اردیبهشت، مهمان مامان، عصر روز دهم و کاغذ بی خط تنها چند قطعه کوتاه از نوار موفقیت های عبیسی در سالهای بازگشتش به عرصه بازیگری است. وی این روزها کم کارتر از گذشته شده و به ندرت در محافل سینمایی ظاهر می ‌شود. با آفرین عبیسی به گفت و گویی تفصیلی نشسته و مسائل و ابعاد مختلف بازیگری و وضعیت سینما را در این گفت و گو به چالش کشیده است. آفرین عبیسی مدت‌ها است که در محافل حاضر نشده و شاید بسیاری از مخاطبان بخواهند بدانند که در ابتدا این روزها حال شما چطور است؟ خدا را شکر. حال عمومی‌ام بسیار خوب است و این روزها در خانه استراحت می‌کنم و به کارهای شخصی خود می‌رسم. دلیل دوری شما از بازیگری چیست؟ آیا زندگی شخصی شما را از بازی دور کرده است؟ شما به دوستان فیلمنامه‌نویس بگویید داستان خوب بنویسند و بعد از کارگردانان بخواهید کار خوب بسازند تا من هم در آنها بازی کنم. در این سالها بی شمار پیشنهاد برای بازی داشته‌ام اما بعد از خواندن قصه ترجیح دادم در آن آثار حضور نداشته باشم. این دوری طولانی مدت باعث نشده تا شما از بازیگری و توانایی های یک بازیگر فاصله بگیرید؟ قطعاً نه. مساله مهم این است که همه چیز کار کردن و بازی قبول کردن نیست. من بازیگر رسالتی دارم که باید آن را به درستی انجام دهم و اگر نه تا دلتان بخواهد پیشنهاد هست تا من هیچ وقت بیکار نباشم. در این سالهایی که از سینما دور بودید، سینما تغییرات زیادی کرده و به گفته بسیاری دچار افت شده است. مردم از بسیاری از فیلم‌ها استقبال نمی‌کنند. این مشکل از کجا نشات می گیرد؟ برخی فکر می‌کنند مردم متوجه نمی شوند اما اشتباه می‌کنند زیرا مردم ما بسیار باهوش هستند و کاری را انتخاب می کنند که ارزش داشته باشد. مردم چرا باید به صورت خانوادگی بهای سنگین بلیت را بپردازند؟ مگر فیلم های روی پرده سینما چه پیامی دارند که بابتشان پول پرداخت شود. متاسفانه آثار امروز سینما هیچ وجهه آموزشی برای خانواده ها ندارند تا آنها را برای دیدنشان جذب کنند. فیلمساز باید از خودش بپرسد این فیلم چه چیزی دارد که یک خانواده چهار نفره هزینه بلیت داده و به تماشای آن بنشینند؟. نسل گذشته چطور می‌تواند به جلوگیری از سقوط سینمای روز کمک کند؟ کدام نسل گذشته؟ متاسفانه سینمای امروز دیگر هیچ بزرگی ندارد و نسل ما در حال انقراض است. کافی است آثار را به صورت سطحی و گذرا ببینید تا متوجه شوید چه اتفاقی در سینمای ایران در حال روی دادن است. خواسته و ناخواسته نسل پیشکسوت از سینما کنار گذاشته شده اند و تنها همه چیز به جوانان ختم می شود. آیا نسل جوان باعث شده تا نسل شما کنار گذاشته شود؟ از نظر من اهمیت دادن به جوانان هیچ ایرادی ندارد اما شما به من بگویید نقش جوان فیلم، پدر مادر ندارد؟ بزرگتر ندارد؟ یعنی وقتی شما وارد یک خانواده می‌شوید فقط جوان می بینید؟ چرا در فیلم‌های ایرانی هیچ خبری از پدر و مادر و مادربزرگ نیست؟ این کاملاً ضعف نویسندگی را می رساند که چرا فیلمنامه ای نوشته شده که در آن خانواده به کلی فراموش شده است. نبود خانواده در آثار سینمایی به جامعه تسری پیدا خواهد کرد و این مورد نبود خانواده کمی ترسناک است. اینطور نیست؟ متاسفم که این را می‌گویم اما سینماگران ما نسل جدید را طوری عادت داده اند که هیچ بزرگتری را در کار نبیند. وقتی در فیلم‌ها هیچ خبری از پدر و مادر و بزرگتر نیست چه انتظاری می توان از جامعه داشت؟ چطور می‌شود احترام و ارزش خانواده را به جوانان آموزش داد؟. با این وضع دلتنگ بازیگری نمی شوید؟ دوست ندارید دوباره بازی کنید؟ من سالهاست که به اکثر کارها "نه" می گویم زیرا حقوق بازنشستگی خود را می‌گیرم و برایم مهم نیست این دوستان سینمایی چه می کنند. آنها باید بدانند من و امثال من چیزی را از دست نداده ایم بلکه آنها امثال آفرین عبیسی‌ها را سالهاست که از دست داده اند. البته شما نقش هایی داشته‌اید که با وجود کم کاری هنوز در خاطر مردم مانده است. دلیل این ماندگاری چیست؟ همه چیز از نظر من رضایت مردم است. ما برای مردم کار می‌کنیم. من در سریال "تنهایی لیلا" بازی کردم و باورتان نمی‌شود مردم هنوز از من می‌پرسند که خانم عبیسی چرا کار نمی‌کنید. چرا بازی دیگری مثل تنهایی لیلا تکرار از شما نمی‌شود و من در جواب می‌گویم که باید اثر خوب باشد که من در آن بازی کنم. وقتی فیلمنامه ها بی محتوا شده اند من در چه فیلمی بازی کنم و اگر بازی کنم چه جوابی به شما بدهم؟ راز ماندگاری هر بازیگری نقشی است که در جامعه ایفا می کند. دوست ندارید در نقش اول یک فیلم ظاهر شوید؟ اگر آن نقش در سن من نوشته شده باشد بله دوست دارم. اما برخی از بازیگران زن سینما پنجاه سال سن دارند و هنوز می‌خواهند نقش اول بازی کنند. من نمی فهمم آیا سینما مادر نمی‌خواهد؟ مادربزرگ و غیره نمی خواهد که هنوز در پنجاه سالگی می‌خواهند نقش دختر اول فیلم را بازی کنند؟ بازیگران باید بر اساس سنشان انتخاب شوند تا سینما دارای تنوع و گوناگونی شود. پس به نظر شما بازیگری که در سن بالا هنوز نقش اول و جوان می پذیرد اشتباه کرده است؟ بله این اشتباه است. البته از نظر من اینکه برخی بازیگران بر خلاف سنشان انتخاب می شوند تقصیر خودشان نیست. سیستم سینما باید تغییر پیدا کند تا برای همه رده های سنی نقش باشد. بازیگر زن سینمای ایران می داند اگر سنش بالا رود مثل من کنار گذاشته می شود و سعی می کند تا آخرین جایی که ممکن است نقش دختر اول سینما را حتی در پیری بازی کند. اکثر بازیگران معتقدند مشکل امروز سینمای ایران تمرکز روی گیشه است. نظر شما چیست؟ متاسفانه اکثر فیلمسازان این روزها می خواهند با کمترین خرج بیشترین سود را ببرند. وقتی برای فیلمتان هزینه نکنید چه انتظاری از کیفیت دارید؟ هزینه صرفاً دستمزد دو یا سه بازیگر چهره نیست. چطور این تعداد بازیگر پیشکسوت داریم و همه بیکار شده اند و در عوض اندک هزینه ها هم صرف دیگران می شود. اگر ما می‌خواهیم سینما را نجات دهیم باید هزینه بپردازیم و در آن صورت تغییری عمده در سینما رخ خواهد داد. در حال حاضر عزت الله انتظامی، محمدعلی کشاورز مریض شده و نمی توانند کار کنند. عزیزی همچون داود رشیدی را از دست داده ایم و مابقی را هم از دست می‌دهیم پس تا دیر نشده فیلمسازان به خودشان بیایند و از این بزرگان استفاده کنند. با این وضعیت فعلی آیا بعد از گذشت این همه سال باز هم بازیگری را انتخاب می‌کردید؟ یا بهتر بگویم اگر به شما بگویند که بازیگری را به جوانان پیشنهاد می دهید یا نه، چه می گویید؟ من هیچوقت موافق سینمای امروز نبوده و نیستم و اگر کسی از من بپرسد که بازیگر شوم یا نه به طور قطع می‌گویم نه. این روزها می‌گویند یکی از المان‌های انتخاب بازیگر در سینمای ایران زیبایی است. از نظر شما زیبایی یک بازیگر تا چه حد مهم است؟ زیبایی در بازیگری یک بخش است اما مهم‌تر از زیبایی خود فرد است. بازیگری این نیست که پول بگیرید و جلوی دوربین بروید. بازیگری شکل و شمایل، زیبایی و قیافه و جوانی نیست بلکه انسانیت است. بازیگر باید الگوی اخلاق جامعه باشد. زیبایی شاید یک بخش از بازیگری باشد اما همه چیز نیست بلکه بخش کوچکی از بازیگری است. آیا بازیگران جوان امروز الگوهای اخلاقی برای آینده خواهند شد؟ از نظر من جوانان بازیگر ما باید بیشتر مراقب خودشان باشند. نباید اینگونه باشد که به آنها دستور بدهیم این کارها را نکنید و اینها را انجام بدهید. بازیگر باید همه چیزش نمونه باشد. مردم بازیگران را می بینند. وقتی یک بازیگر در یک مجلس عکسی نامناسب می گیرد و در فیلم نوع دیگری خود را نشان می دهند وی را پس می زنند. شما شخصاً چطور یک نقش را قبول می کنید؟ معیار اصلی آفرین عبیسی برای بازی در یک فیلم چیست؟ موی من در بازیگری و زندگی سپید شده است. وقتی سناریو را روی میز می گذارم به خودم می گویم در این سن بالاخره باید حرفی برای گفتن داشته باشم. همه چیز پول نیست که هر کاری را به خاطر آن بازی کنم. همین که من جلوی دوربین بیایم و دو سکانس بازی کنم و پولم بگیرم که نشد بازیگری. بازیگرانی که اینگونه کار قبول می کنند مطمئن باشید که در ذهن مخاطبان نمی‌مانند. امثال عزت الله انتظامی دقیقاً به خاطر انتخاب هایش در خاطرات مانده است. شما یکبار سینما را ترک کردید و باز به آن بازگشتید. دلیل رفتن و بازگشت دوباره تان چه بود؟ من اگر در آن سن پایین و با وجود اینکه شوهرم فیلمساز بود سینما را ترک کردم به این خاطر بود که نمی توانستم در سینمای فاسد قبل از انقلاب اسلامی کار کنم و انتخابی هم نداشتم پس تصمیم گرفتم از بازیگری خداحافظی کنم. متاسفانه سینمای امروز ما هم به سمت آن زمان می رود و به همین خاطر این روزها هم کار نمی‌کنم. من سال هشتاد بعد از سی سال دوباره بازیگری را انتخاب کردم اما در وضع بد سینمای امروز تصمیم گرفتم بسیار سختگیرانه انتخاب کنم. آن زمان هم وضعیت سینما برای من مثل همین الان بود. این مهم است که خودت چه انتخابی کنی. باید در بازیگری تا جایی پیش رفت که به شرفت کاری نداشته باشند. آن زمان من شرایط را برای بازیگری مناسب ندیدم و امروز هم این شرایط تکرار شده است. به عنوان یک بازیگر با تجربه به نظر شما چه چیزی باعث شده مردم شما را در قامت یک بازیگر در نقش های مختلف باور کنند؟ من سالها بازی کردم و حالا به جایگاهی رسیده ام که نقش مادر را بازی می کنم و خدا را شکر آن طوری رفتار کرده ام که در یک فیلم مرا به عنوان مادر شهید باور کرده اند. چطور مردم به این باور می‌رسند؟ آیا می شود از راه رسید و نقش مادر شهید را بازی کرد؟ بدون شک شخصیت بیرونی هر بازیگر در آثاری که بازی می کند موثر است. وقتی بازیگری بدون در نظر گرفتن شخصیت اجتماعی اش هر کاری انجام دهد نمی تواند در بسیاری از نقش ها باورپذیر شود. آیا بازی در نقش مادر در فیلم‌های با کیفیت و ارزشمند در تحکیم بنیان خانواده تاثیرگذار است؟ این تاثیر بازیگر در جامعه از کجا نشات می گیرد؟ وقتی منِ بازیگر نقش یک مادر را باورپذیر بازی کنم و در بیرون از فضای بازی هم با اخلاق باشم دختران کشورم به خانواده و مادر شدن علاقه‌مند می‌شوند. یک بازیگر به شدت می‌تواند در جامعه خود تاثیرگذار باشد. من اگر آن زمان بازیگری را ترک کردم چون می خواستم زندگی را تجربه کنم. بزرگترین دارایی هر انسان خانواده وی است و بازیگران هم باید به این نکته برسند که بازیگری بالاترین آزمون زندگی آنها است. در آخر آیا حرفی نیست که در این گفت‌وگو جام مانده باشد و یا به نوعی دوست داشته باشید از آن بگویید؟ خداوند می فرماید راه راست برو و راست بگو تا همه چیز خوب مقدر شود و من سعی کردم اینگونه رفتار کنم. کارگردان اصلی همه ما خداوند است. وقتی این را باور دارم به نقش های کوچکی که ممکن است به من پیشنهاد نشود اعتنایی نمی کنم. من همواره با همین امید و توسل به خدا زندگی کرده ام و می دانم کارگردان اصلی روزی بهترین نقش را برای من انتخاب کرده و سر راه زندگی ام قرار خواهد داد پس از کم کاری این روزها هیچ ترس و واهمه ای ندارم. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 11:30:00 GMT http://newsirani.com//news/93314/بازیگر-زن-سینمای-فاسد-قبل-انقلاب-دوام-نیاوردم کیانوش عیاری: نه جسور هستم و نه جریان‌ساز! http://newsirani.com//news/93316/کیانوش-عیاری-نه-جسور-هستم-جریان-ساز طبق گزارش رسیده، صد و شصت و هفتمین آیین دیدار گروه «هنر و تجربه» و آخرین اکران پاییزی این گروه سینمایی شامگاه 25 آذرماه در موزه سینما، به فیلم، کیانوش عیاری اختصاص پیدا کرد.«بیدار شو آرزو» عنوان فیلمی است که عیاری ۱۴ سال پیش همزمان با زلزله بم در آن شهر ساخته است. در این مراسم کیانوش عیاری به همراه تعدادی از عوامل فیلم هم چون بهناز جعفری، مهران رجبی، حسن آقا کریمی و..حضور داشتند. کیانوش عیاری در ابتدای این برنامه و پیش از آغاز فیلم در واکنش به مجری که او را جسور و جریان‌ساز خطاب کرده بود، گفت: «من نه جسور هستم نه جریان‌ساز فقط شاید خصلت لجبازی داشته باشم! فیلم «بیدار شو آرزو» در سال ۸۲ ساخته شد. زمانی که ما سر پروژه سریال «روزگار قریب» بودیم. بعد از وقوع زلزله بم، کار سریال را متوقف کردیم و با آقای مهران رجبی و خانم بهناز جعفری و تعدادی دیگر از اعضای گروه راهی بم شدیم. آن زمان که به سمت بم حرکت کردیم هیچ سوژه‌ خاصی برای فیلم هم در نظر نداشتیم.» او هم‌چنین درمورد انگیزه و دلیلش از ساخت این فیلم افزود:«در جریان زلزله شهریورماه سال ۷۵ در طبس، در عملیات جست‌وجو برای یافتن یک جنازه، مهندسی‌ بسیار ظریفی صورت گرفته بود که این مساله به صورت یک ایده‌، سوژه و یک خاطره در ذهن من مانده بود. در زمان وقوع زلزله رودبار احساس کردم اگر بخواهم آن سوژه را بسازم، از مصادیق سواستفاده از فضای تلخ به نظر برسد. ولی بعد دیدم آقای کیارستمی در مورد زلزله رودبار فیلمی ساخت که در آن هیچ اثری از سواستفاده از یک واقعه تلخ دیده نشد و از آنجا که کارشان را درست انجام دادند، متهم به فرصت‌طلبی هم نشدند. من نیز بالاخره بعد از واقعه بم توانستم آن سوژه را به تصویر بکشم. البته داستان فیلم در بم بسیار با با آن ایده من در زلزله طبس متفاوت است. اما آبشخور صحنه‌ای در فیلم که آقای رجبی در آن به دنبال خانواده و دخترش است، ناشی از همان خاطره طبس است.هم‌چنین یکی دوگزارشی که در زمان وقوع زلزله در روزنامه‌ها خوانده بودم هم در فیلم گنجانده شدند که در نهایت به فیلم «بیدار شو آرزو» تبدیل شد.» او درباره نحوه ساخت فیلم هم توضیح داد:«حضور ما در بم، سه بار و هربار یک ماه طول کشید. دلیل چند پاره شدن دوره فیلم‌برداری، فشار روحی ناشی از مصیبت بود. بچه‌ها همگی کار خود را می‌کردند ولی به نوعی دلمرده بودند که حتی با وجود حضور آقای رجبی [که فردی شوخ است] باز هم فضا بسیار غم‌انگیز بود. در این فیلم به جز آقای رجبی و خانم جعفری، باقی بازیگران همگی از اهالی بم هستند و عمده آن‌ها کسانی بودند که ده‌ها نفر را در زلزله از دست داده بودند. بازیگر نقش امدادگر فیلم، جوانی بود که ۱۶۰ نفر را در زلزله از دست داده بود. می‌خواهم از کسانی که فیلم را می‌بینند، عذرخواهی کنم چرا که این فیلم همانند زلزله تلخ‌ است، این را به حساب اغراق نگذارید، بگذارید به حساب برخورد حسی سازندگان با این واقعه. فیلم آنقدر تلخ است که اگر از غم دیدن آن مجبور به ترک سالن شوید، هیچ ناراحت نمی‌شوم و به شما حق می دهم.» عیاری در پایان سخنانش، با بیان این‌که شاید صحبت‌ها و هشدارش در رسانه منتشر شود و در نهایت بتواند تاثیر مثبتی داشته باشد، عنوان کرد: «همه می‌دانیم زلزله‌ای در تهران به وقوع خواهد پیوست که تردید ناپذیر است. قصدم ترساندن شما و ایجاد دلهره نیست، ولی می‌گویند زلزله پیش‌رو به قدری مهیب است که شاید قرن‌ها مشابهش رخ ندهند. چندی پیش خواندم که آقای عکاشه [پدر زلزله‌شناسی ایران] اعلام کرد که فعال‌ترین گسل‌های ایران، گسل‌های شمال تهران و شمال تبریز است. ولی این خبر آن طور که باید شنیده نشد. این زلزله الان ۳۸ – ۳۹ سال به تعویق افتاده است. در همین زمینه می‌خواهم پیشنهاد بدهم که گاز از تهران برچیده و همه چیز به صورت کامل برقی شود. چرا که می‌دانیم بخشی از آسیب‌های زلزله ناشی از انفجار لوله‌های گاز پس از وقوع حادثه است. در دولت قبل،‌ ایده انتقال ۱۲۶۰ نفر از تهران به جایی دیگر به سبب کاهش هزینه‌ها و آسیب‌های زلزله مطرح شد که این اتفاق نهایتا با ۶۰۰ نفر رخ داد. ششصد نفر کارمندی که فقط خود رفتند ولی هم‌چنان خانواده‌هایشان در تهران ماندند.» در ادامه این مراسم مهران رجبی هم درباره‌ی «بیدارشو آرزو» صحبت کرد و گفت:«این فیلم مانند فیلم های مستند است. در همان اواسط سریال «روزگار قریب» بود که بلافاصله بعد از وقوع زلزله خود را به آنجا رساندیم. در راه نمی‌دانستیم می‌خواهیم از چه چیزی فیلم بگیریم. راستش را بخواهید فکر هم نمی‌کردیم رفتن‌مان جدی شود چرا که تصور نمی‌کردیم اصلا به ما اجازه فیلم‌برداری دهند.در بم فضای بسیار خاصی بود. همه ناراحت بودند. همه گریه می‌کردند. غروب‌های بم همه گریه بود. از کنار چادرها که می‌گذشتیم فقط صدای گریه می‌آمد و فضا بسیار تلخ بود.» او درمورد آماده‌سازی برای فیلم‌برداری نیز توضیح داد: «گریمی که ما در این کار می‌شدیم هم بسیار ساده بود. به این صورت که مسئول گریم هر روز یه بیل خاک روی سر ما می‌ریختند! شب که شست‌وشو می‌کردیم پر از گل می‌شد و فردا صبح مجددا یک بیل خاک برای گریم به سرمان ریخته می‌شد.» بهناز جعفری، از دیگر بازیگران این فیلم نیز با تاکید بر این نکته که از حضورش در این فیلم مفتخر است،عنوان کرد:« بعد از ۱۴ سال خسته نباشید می‌گویم. به این تجربه بسیار مفتخرم. خیلی چیزها یاد گرفتم. مخصوصا این‌که هیچ فیلم‌نامه‌ای در کار نبود و همه چیز سر صحنه انجام می‌شد. من هم آنجا نقش بازی نمی‌کردم و تمام حس و حالم متاثر از فضای آن‌جا و واقعی است.» او به یک خاطره تلخ از ایام فیلم‌برداری در بم هم اشاره کرد: «روز اولی که برای فیلم‌برداری به بم رفته بودیم، آقای عیاری پتویی را از زیر آوار بیرون کشید و به من داد که روی سرم بیاندازم. پتویی که هنوز بوی بدن انسانی که آن‌ را رویش می‌انداخته است را می‌داد. کار بسیار سخت و دردناکی بود که من در اوایل فیلم‌برداری آن را تحمل می‌کردم.» حسن آقاکریمی از دیگر عوامل فیلم نیز درمورد «بیدار شو آرزو» گفت: «تمام صحنه‌های فیلم بازسازی شده است و مستند نیست. این فیلم فقط یک دقیقه مستند دارد. آن هم به دلیل آنکه بازسازی فرودگاه بم با آن همه هواپیما ممکن نبود. ولی متاسفانه در اکران خصوصی که همان سال‌ها با منتقدین داشتیم آن‌ها معتقد بودند که این فیلم به دلیل آنکه مستند است، ارزش سینمایی ندارد. درحالی که این فیلم مستند نیست.» در پایان حاضرین به تماشای فیلمی نشستند که به قول کارگردانش تلخ است اما شاید….. هشداری باشد. جعفر صانعی مقدم، امیر حاج رضایی، علی دهکردی، محمد حمزهای، نیما جاویدی، ابراهیم ایرج‌زاد، بیتا بیگی، حسین پورمحمدی، مهران رجبی، بهناز جعفری، حسین سلیمانی، علی شادمان و ... از حاضران این مراسم بودند. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 11:25:00 GMT http://newsirani.com//news/93316/کیانوش-عیاری-نه-جسور-هستم-جریان-ساز ساخت انیمیشن ضد ایرانی توسط سعودی ها! http://newsirani.com//news/93332/ساخت-انیمیشن-ضد-ایرانی-توسط-سعودی طی روز‌های گذشته انیمیشنی از سوی عربستان منتشر شده که در آن جنگ با جمهوری اسلامی ایران از نگاه سعودی به تصویر کشیده و در این جنگ "تمام عیار" عربستان همه زیر ساخت‌های ایران را به فرماندهی مستقیم محمد بن سلمان از بین برده و ظرف مدت کوتاهی وارد تهران می‌شود.در این انیمیشن اول نیروی دریایی ایران از بین رفته، بعد موشک‌های ایرانی مورد هدف قرار می‌گیرد و پس از آن نیروگاه هسته‌ای بوشهر و فرودگاه مهر آباد از بین می‌روند و بعد از آن نیرو‌های عربستانی به آزادی آمده و مورد استقبال مردم قرار می‌گیرند!   از نکات جالبی که در این انیمیشن به نمایش در آمده دستگیری سردار قاسم سلیمانی است که توسط نیرو‌های نظامی سعودی انجام می‌گیرد.  عربستان در حالی چنین انیمیشنی را منتشر کرده که در جنگ سه ساله یمن علیه مردم یمن که سلاح‌های ابتدایی در اختیار دارند هیچ دستاوردی را کسب نکرده و بار‌ها در فیلم‌های منتشر شده شاهد فرار نظامیان سراپا مسلح سعودی از دست رزمندگان یمنی بوده‌ایم.  در این انیمیشن که تماماً به زبان انگلیسی! بوده و انتقادات زیادی را در جهان عرب به همراه داشته، همه سلاح‌های به کار گرفته شده از سوی عربستان آمریکایی و فرانسوی است، در حالیکه در فضای واقعی به علت پیشرفته بودن این تسلیحات، کارشناسان نظامی آمریکایی و فرانسوی و حتی خلبانان مصری آن‌ها را هدایت می‌کنند.  عربستان در حالی باران موشکی ایران را در این انیمیشن بی اثر می‌کند که در فضای واقعی، چند پیش برای هدف قرار دادن یک موشک ابتدایی یمنی بیش از ۶ موشک پاتریوت شلیک شد و در آخر هم مشخص نشد که موشک، مورد هدف قرار گرفت یا نه.  قسمت پایانی این ماجرا به استقبال مردم ایران از نظامیان سعودی در میدان آزادی پرداخته که کپی برداری از رفتار مردم عراق در قبال نظامیان آمریکایی بوده و نشانگر عمق نا آشنایی آن‌ها با جامعه ایران است. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 11:03:00 GMT http://newsirani.com//news/93332/ساخت-انیمیشن-ضد-ایرانی-توسط-سعودی دلایل طلاق مهتاب کرامتی از زبان خودش +تصاویر و بیوگرافی http://newsirani.com//gallery/93352/1/دلایل-طلاق-مهتاب-کرامتی-زبان-خودش-تصاویر-بیوگرافی سرویس فرهنگی خبرایرانی، مهتاب کرامتی گفت: من سال ها پیش ازدواج کردم، زندگی خیلی خوبی هم داشتم؛در واقع چون در سن پایین شکل گرفت موفقیت آمیزنبود، اما هنوز از حال هم باخبر هستیم.این بزرگ شدن ما در دو روند متفاوت شکل گرفت و در نهایت مسیر ما از هم جداشد.حاصل این ازدواج یک دختر است که هم اکنون با او زندگی می‌کند.مهتاب کرامتی و بابک ریاحیبیوگرافی مهتاب کرامتیمهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران) بازیگر سینمای ایران است.وی بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت می‌کند.او در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل را برای بازی در فیلم بیست به‌دست‌آورد.مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی با مدرک کارشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند.دوره را در کلاسهای آزاد بازیگری می‌گذراند و همان‌جا برای ایفای نقش هلن در فیلم – مجموعه مردان آنجلس انتخاب می‌شود.کرامتی با همین مجموعه شناخته می‌شود ولی نمی‌تواند از این موقعیت استفاده مناسبی کند.سال ۱۳۷۷ در مردی از جنس بلور به کارگردانی سعید سهیلی ایفای نقش می‌کند که نمی‌تواند درخششی برایش محسوب شود.یک سال پس از آن در فیلم مومیایی ۳ و مرد بارانی بازی می‌کند.اولین فیلم کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین فیلم به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پورعرب بود که در آن ایفاگر نقش یک وکیل بود.کرامتی برای همین کاندیدای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فیلم فجر می‌شود.سال ۱۳۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک فیلم سینمایی را به کارنامه‌اش اضافه کرده بود.عکس مهتاب کرامتیمهتاب کرامتی : خانواده ام مخالف بازیگری بودآن زمان که ما می‌خواستیم به کلاس بازیگری برویم باید با خانواده‌هایمان می‌جنگیدیم تا به ما اجازه رفتن به این دوره‌ها را بدهند.خانواده خود من به هیچ عنوان راضی نبودند من بازیگر شوم. نگاه خانواده‌ها به سینما طور دیگری بود.الان علاوه بر تغییر نوع نگرش تعداد کلاس‌های بازیگری هم زیاد شده و مقوله بازی راحت و در دسترس است.در آن دوره ما باید کلی تست می‌دادیم و هر کسی را هم قبول نمی‌کردند که حتی به راحتی تست دهد.زندگینامه مهتاب کرامتیفعالیت های بازیگری مهتاب کرامتیاولین فیلم کمدی مهتاب کرامتی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانیبرای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین فیلم به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پور عرب بودکه در آن ایفاگر نقش یک وکیل بود . کرامتی برای همین کاندیدای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فیلم فجر می شود .سال ۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک فیلم سینمایی را به کارنامه اش اضافه کرده بود.تصاویر مهتاب کرامتیازدواج مهتاب کرامتیمن سال‌ها پیش ازدواج کردم. زندگی خیلی خوبی هم داشتم. در واقع چون در سن پایین ازدواج شکل گرفت موفقیت‌آمیز نبود.اما هنوز از حال هم باخبر هستیم. اما خب این بزرگ شدن ما در ۲ روند متفاوت شکل گرفتو در نهایت مسیر ما از هم جدا شد. بابک ریاحی پور همسر سابق مهتاب کرامتی یکی از معروف‌تریننوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می‌کند.او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده‌هایی مثل محمد نوری و گروه‌هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کرد‌ه‌اند، همکاری داشته است.بیوگرافی مهتاب کرامتیعلت طلاق مهتاب کرامتی متاسفانه انتهای ماجرای ازدواج مهتاب کرامتی و بابک ریاحی پور پس از بچه دار شدن ، به طلاق ختم می شود.او از همسرش جدا شده و در حال حاضر با دخترش به تنهایی زندگی می کند.آنها علت طلاق را بخاطر ازدواج در سن پایین می دانند و همین که هردوی آنها در تجربه های کاریشان بزرگتر شدند ، خود را با یکدیگر هم مسیر ندیدند و تصمیم به جدایی گرفتند.به گفته ی خودشان تا الان از احوال یکدیگر با خبرند ولی مسیر زندگی و سرنوشت بود که آنها را از هم جدا کرد.طلاق مهتاب کرامتیمصاحبه مهتاب کرامتیاو چند سالی می‌شود که سفیر حسن‌نیت ایران در سازمان بین‌المللی «یونیسف» است.«سفیر حسن‌نیت» به فردی گفته می‌شود که از سوی سازمان یا مجموعه‌ای با توجه به حسن شهرت و اعتبار خود،برای ترویج آرمان آن سازمان و جمع‌آوری کمک مالی و غیرمالی مأموریت می‌یابد.مسئله آموزش درباره اچ‌آی وی، مبارزه با سرطان سینه و مسائل مرتبط با کودکان، دغدغه‌های اصلی مهتاب کرامتی در این روزها هستند.دغدغه‌هایی که او حالا آنها را در زندگی مجازی خود نیز دنبال می‌کند و از هر فرصتی برای اطلاع‌رسانی دربارهآنها بهره می‌برد.همین دغدغه‌های اجتماعی باعث شده که او سراغ تهیه‌کنندگی فیلم مستند برود.»مصاحبه مهتاب کرامتیگزیده این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم:– دو مقوله سینما و فعالیت‌های اجتماعی ازهم مجزا نیستند و می‌توانند یاری‌رسان یکدیگر باشند.– سینمای مستند می‌تواند به آگاه‌سازی افکار عمومی کمک کند، به شرطی که امکان اکران مناسب داشته باشد.– ساخت مستند اجتماعی برای من اهمیت بالایی دارد چون می‌تواند بازتاب بسیاری در جامعه داشته باشد.رخشان بنی‌اعتماد یکی از الگوهای موفق در این عرصه است.عکس مهتاب کرامتیاو از فضای مستند به شیوه‌ای مثبت و در راستای انتقال پیام‌های خود به مردم و اهالی سینما بهره می‌برد.آخرین نمونه آن «آی آدم‌ها» است؛ مستندی موفق درباره فعالیت‌های یک سازمان مردم‌نهاد که به فعالیت‌هایی در زمینه کودکان می‌پردازد.– به واسطه فعالیت‌های هنری و اجتماعی که انجام می‌دهم، با سوژه‌های بسیاری از نزدیک آشنا می‌شوم.به ساخت تمامی این سوژه‌ها فکر می‌کنیم اما هدف اصلی ما ساخت این موضوعات اجتماعی به شیوه جذاب، واقعی و به دور از شعارزدگی است.دوست داریم اگر قرار است در این عرصه به فعالیت‌های خود ادامه دهیم، به دور از شعارزدگی و سیاه‌نمایی باشد و واقعیت‌های جامعه را به زیباترین شکل ممکن به گوش مخاطب برسانیم.ماجرای ازدواج و طلاق مهتاب کرامتی– در عصر حاضر فضا به گونه‌ای نیست که بی‌تفاوت از کنار تمامی مسائل اجتماعی عبور کنید.شما باید عکس‌العمل داشته باشید و در این عرصه فعالیت کنید.شاید نیاز به گذشت زمان وجود دارد تا افراد نقشه راه درست را یاد بگیرند.شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در این مسیر به افراد کمک کنند یا مضر باشند.– نباید واکنش‌های ما به نگارش یک پیام هیجانی در اینستاگرام محدود شود؛ بلکه باید درباره موضوع فکر کرده و سنجیده عمل کنیم.– با کنارنشستن و عمل‌نکردن، در هیچ عرصه‌ای موفق نخواهیم بود.ازدواج و طلاق مهتاب کرامتیمهتاب کرامتی و دخترش– ۱۰ سال است که در کنار یونیسف هستم.شاید در روزهای نخست رفتار من هم با احساس همراه بود و کمی هیجانی به نظر می‌رسید اما در حال حاضر سعی می‌کنم هوشیارتر عمل کنم.هرچند هنوز هم امکان خطا وجود دارد اما این مانع از فعالیت من نمی‌شود.– هدف اولیه یونیسف ایران کمک به کودکان ایرانی است.من تلاش کردم این اهداف را به گوش جامعه برسانم و این اتفاق رخ داد.زندگینامه مهتاب کرامتی– آشنایی من با یونیسف به رشته تحصیلی من در دانشگاه بازمی‌گردد.من رشته میکروبیولوژی خوانده‌ام.هنوز هم یکی از دغدغه‌های زندگی من موضوع ایدز است و در کمپین‌هایی که یونیسف در این‌ باره برگزار می‌کند،شرکت می‌کنم.عکس مهتاب کرامتی– قرار نیست بابت این فعالیت دستمزدی دریافت کنم و مسئولیت‌های اجتماعی که من در قبال جامعه بر عهده دارم و انجام می‌دهم رایگان است.– هیچ‌گاه فعالیت سیاسی نداشته‌ام؛ چرا که معتقدم زمانی باید وارد این مسائل شد که قواعد بازی را بلد بود.در غیر این صورت ضربه خواهید خورد و وسیله‌ای تاریخ مصرف‌دار می‌شوید.– باید یاد بگیریم به جای سرک‌کشیدن به فضای خصوصی دیگران از این امکان درست استفاده کنیم.بابک ریاحی پور ، همسر سابق مهتاب کرامتی– من خیلی دیر به شبکه‌های مجازی پیوستم چون علاقه و زمانی نداشتماما پس از مدتی حس کردم فضای خوبی برای تبلیغ در زمینه امور فرهنگی و اجتماعی است.مانند رسانه‌ها که منبعی برای اطلاع‌رسانی هستند.– محیط زیست بی‌نهایت مهم است اما مسائل مرتبط با کودکان و سرطان همواره برای من اهمیت بیشتری دارد.این بیماری، این روزها جان افراد بسیاری را می‌گیرد؛ در حالی‌ که با نحوه زندگی ما قابل پیشگیری است.مسائل کودکان بسیار گسترده است و بسیاری از معضلات اجتماعی و محیط زیستی به نوعی به این قشر ارتباط می‌یابد مانند آلودگی هوا که به کودکان و سلامت آنها مرتبط است.گفتگو با مهتاب کرامتی– تمامی دغدغه‌ها باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.نمی‌توان هیچ دغدغه‌ای را بر دیگری ترجیح داد.تمامی این مسائل به یکدیگر متصل هستند.نمی‌توان گفت که درباره آگاهی‌سازی در زمینه سرطان و نوع زندگی فعالیت کنیم و پرداختن به آلودگی هوا را به زمان دیگری موکول کنیم.تصاویر جدید مهتاب کرامتی– تا آنجا که زندگی شخصی و کاری‌ام مختل نشود، برای انجام فعالیت‌های اجتماعی زمان صرف می‌کنم و حتی از تفریحات خود برای انجام این فعالیت‌ها کم می‌کنم.البته می‌کوشم با مدیریت زمان برای انجام تمامی امور زمان کافی در اختیار داشته باشم اما به هر حال انرژی و فرصت هر کس محدود است.– من از ۱۵سالگی مشغول به کار شدم و کارهای متنوعی انجام دادم.نخستین‌ بار مراقب کنکور شدم و از آنجایی که قد بلندی داشتم، کسی متوجه سن کم من نشد.سبک زندگی مهتاب کرامتیبه این شکل اولین حقوق زندگی‌ام را گرفتم.من مناسب با شرایط موجود کار می‌کردم و درآمد داشتم.حالا هم مانند گذشته شغلی برای کسب درآمد دارم که نیاز من را به سینما کاهش دهد.به همین دلیل اگر فیلمنامه‌ای که مورد علاقه من است پیشنهاد نشود، به دلیل تأمین درآمد ناچار به پذیرش آن نیستم.– طراحی و تولیدی لباس و مزون یکی از فعالیت‌هایی بود که من برای کسب درآمد انجام می‌دادم و به‌ خوبی پیش می‌رفت اما به دلیل مشغله‌های بسیار این فعالیت را به‌ طور کامل به شریک کاری‌ام سپردم.مهتاب کرامتی و دخترش– در زمینه خرید آثار هنری از آن جا که به این کار علاقه شخصی دارم، سعی کردم با کمک دوستان به این فعالیت ادامه دهم.حمایت از آثار هنرمندان جوان عرصه تجسمی اهمیت بسیاری برای من دارد، چون این افراد آینده هنر کشور ما را می‌سازند.در زمینه تهیه‌کنندگی هم همین‌طور است و من با همکاری دوستانم موفق به ادامه این فعالیت شده‌ام.– گویا یک شوخی است که زمانی برای کسب این شهرت تلاش می‌کنیم و همزمان با معروف‌شدن عینک به چشم می‌زنیم تا شناخته نشویم.عکس مهتاب کرامتی– شهرت محدودیت‌هایی دارد و باید مزایای مثبت و منفی آن را با هم پذیرفت.باید عکس‌العمل‌ها پس از شهرت کنترل‌شده‌تر باشد.نمی‌توان به خاطر بی‌حوصلگی جواب یک طرفدار را نداد؛ چرا که ممکن است او یک‌ بار موفق شود شما رااز نزدیک ببیند و این دیدار برای همیشه در ذهن او باقی خواهد ماند.مهتاب کرامتی و سحر دولتشاهی– راه‌اندازی یک اپلیکیشن درباره سرطان سینه از اقداماتی است که در حال انجام آن هستیم.این اپلیکیشن اطلاعات لازم درباره معاینه و بیماری سرطان سینه را در اختیار خانم‌ها قرار می‌دهد.سه تیم شامل برنامه‌نویسان، پزشکان و فعالان حوزه تبلیغات ما را در طراحی این اپلیکیشن همراهی کرده‌اند.– من به اطلاع‌رسانی در زمینه اچ‌آی‌وی هم ادامه خواهم داد.– اگر در فیلمنامه‌ها به نوعی دغدغه‌های اجتماعی من بیان شده باشد، بازی در آنها را می‌پذیرم.همان‌طور که فیلم «ماجان» را به دلیل قصه‌ای که داشت، پذیرفتم.پیش از این مشکلاتی که معلولیت جسمی کودک در خانواده ایجاد می‌کند، ذهن من را مشغول کرده بود و در یونیسف در این زمینه فعالیت می‌کردم.زمانی که فیلمنامه «ماجان» که خیلی خوب هم نوشته شده بود، به من پیشنهاد شد، یکی از دلایلی که باعث شد آن را بپذیرم بیان همین موضوع بود.مهراب قاسمخانی و شقایق دهقان و مهتاب کرامتی– به مرور یاد می‌گیریم.ممکن است در ابتدا حتی فرد در تلاش برای ارائه تصویر از جامعه گرفتار ادا شود اما با گذشت زمانشیوه درست بیان را خواهد آموخت.فیلم‌های اجتماعی نسبت به گذشته به واقعیت نزدیک‌تر شده‌اند اما هنوز کاستی‌هایی وجود دارد و اینجاست که تأثیرگذاری سینمای مستند نسبت به داستانی مشخص می‌شود.گفتگوی مهتاب کرامتیماجرای طلاق مهتاب کرامتی– زمانی که در «عصر یخبندان» بازی می‌کردم، تصورم این بود که این فیلم اجازه اکران نمی‌یابد و خوشبختانه مسئولانبرخورد مناسبی با این فیلم داشتند.به هر حال نمی‌توان صورت‌ مسئله را پاک کرد و باید معضلات را به تصویر کشید.نباید با اعتراض‌های مداوم و خط قرمزها فیلمساز را به مرحله‌ای رساند که ساخت فیلم سانتی‌مانتال در یک آپارتمان را به فیلم اجتماعی خوب ترجیح دهد.زندگی مهتاب کرامتی– وقتی یک پزشک از پذیرش بیمار مبتلا به ایدز سر باز می‌زند، به این معناست که ما به جامعه اطلاعات درستی درباره این بیماری نداده‌ایم.چه کسی باید در این زمینه فرهنگ‌سازی کند.بهترین راه انتقال این پیام‌ها ساخت فیلم‌های سینمایی، مستند و برنامه‌های رادیویی است.به تلویزیون که هیچ امیدی نیست.البته شرایط بهتر شده و بسیاری فهمیده‌اند که صحبت نکردن درباره یک موضوع مشکلی را برطرف نمی‌کند. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 10:46:54 GMT http://newsirani.com//gallery/93352/1/دلایل-طلاق-مهتاب-کرامتی-زبان-خودش-تصاویر-بیوگرافی وقتی بازیگر معروف بیهوش شد! +عکس http://newsirani.com//news/93351/وقتی-بازیگر-معروف-بیهوش-عکس  منوچهر هادی کارگردان فیلم کمدی آینه بغل در گفتگو با برنامه سینما دو از اتفاقات پیش آمده در جریان تهیه فیلم صحبت کرد.هادی در بخشی از برنامه درباره انتخاب بازیگران این فیلم توضیح داد: قبل از قطعی شدن تهیه کنندگان، به خاطر همکاری قبلی، حضور رضا گلزار برایم قطعی بود. برای نقش جواد عزتی دو گزینه جواد عزتی و رضا عطاران را داشتیم. بخشی از اتفاق خوبی که به لحاظ بازی برای جواد عزتی افتاد، به دلیل حضور پارتنرهای خوب و البته بازی خوب اوست. این کارگردان درباره شرایط اکران عنوان کرد: از خروجی کار بسیار راضی‌ام و قطعا می‌توانست بهتر شود. وی با بیان اینکه برایم اهمیت داشت که ترکیب بازیگران جدید باشد، افزود: آقای عزتی به طور همزمان در فیلم “هزارپا” داودی بود و از ابتدا با گروه کارگردانی هماهنگ کردیم، اما این همکاری به شکل بدی اتفاق افتاد و همه ما سر صحنه دلمان به حال جواد می‌سوخت. هادی یادآور شد: بالای ۹ روز دکتر سر صحنه می‌آمد و به جواد سرم وصل می‌کرد تا بتواند دیالوگ بگوید. اما بعد از گفتن یکی از دیالوگ‌ها با نازنین بیاتی، جواد عزتی افتاد و بیهوش شد! ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 10:30:03 GMT http://newsirani.com//news/93351/وقتی-بازیگر-معروف-بیهوش-عکس دلیل ماندگاری سریال «شهریار» از زبان بازیگرش http://newsirani.com//news/93349/دلیل-ماندگاری-سریال-شهریار-زبان-بازیگرش بازیگر سریال «شهریار» گفت: دلیل ماندگاری این سریال را باید در رسیدن آن به یک خوانش صحیح از روایت زندگی شاعر شهیر معاصر جست.به گزارش روابط عمومی شبکه «آی فیلم»، اردشیر رستمی که تا پیش از «شهریار»، تجربه ای در حوزه بازیگری نداشته است، روند ورود خود به این سریال را اینگونه توصیف کرد: من همان زمان هم بازیگر نبودم و البته هنوز هم نیستم. حبیب رضایی با من تماس گرفت و این پیشنهاد را داد. دوست نداشتم وارد حیطه بازیگری شوم چون سینما و تلویزیون برای من جذابیت کارگردانی دارد و از منظر بازیگری برایم جذابیتی ندارد. هشت ماه با خودم کلنجار رفتم، جواب منفی دادم اما در نهایت پذیرفتم. حالا که فکر می‌کنم اتفاق بدی نبود و تصمیم اشتباهی نگرفتم. رستمی که پس از دو سال جست و جوی گروه تولید برای یافتن بازیگر نقش اصلی، به سریال «شهریار» پیوست، علت انتخابش برای ایفای این نقش را تسلط به زبان آذری و انس با شعر و ادبیات در کنار شباهت هایی به لحاظ چهره عنوان کرده و افزود: باید دینی را به ادبیات ادا می‌کردم و آن اتفاق این گونه رخ داد. حضور در قالب شهریار و بازی در این نقش از این منظر برایم خوشایند بود و از طرفی نشاط و حزن و زیبایی را به جامعه انتقال می‌دادیم. وی افزود: بازی در این تقش در عین حال سخت هم بود، از این بابت که چهل پنجاه سال از زندگی فردی را من باید در یکی دو ماه بازی می‌کردم؛ آن هم من که از بازیگری شناختی نداشتم و بازیگر نبودم. خیلی فشرده بود و خیلی سخت. یک روز من ساعت‌ها گریه کردم. کمال تبریزی گفت چرا گریه می کنی؟ گفتم چون شما من را به خودم تبعید کردید و من باید زندگی یک فرد دیگر را به این سرعت سپری کنم. برایم سخت بود اما نتیجه لذت بخشی داشت. بازیگر نقش استاد شهریار درباره بازخوردهای این سریال نیز توضیح داد: ما به همراه گروه ساخت این کار به تبریز رفتیم تا در مورد زندگی استاد شهریار بیشتر تحقیق کنیم. کار به جایی رسیده بود که همه با هر عنوانی از فروشنده تا کاسب دوره گرد ناراحت بودند که چرا از من تحقیق نکرده‌اید؟ چرا نظر من را نپرسیده‌اید؟ و این قطعا شدنی نیست. هر چند می‌دانم این واکنش‌ها به دلیل ارادت قلبی مردم تبریز به استاد شهریار است اما کار ما هم سخت شده بود. رستمی درباره دلیل خاطره انگیز شدن سریال گفت: در اغلب کارهای قبلی درباره شهریار، روایت ساخته شده از زندگی شهریار فاصله بسیار داشته و به جریان اصلی زندگی او نزدیک نبوده است. البته این بدان معنی نیست که روایت ما کامل بوده، ولی ما به یک خوانش صحیح از زندگی او رسیدیم و این نتیجه تحقیق و بررسی فراوان ما بود. من برای بازی در این نقش می‌دانستم اگر بتوانم نجابت و متانت استاد شهریار را در فیلم نشان دهم، موفق می‌شویم. عامه جامعه من، این شرم ذاتی و قبیله‌‍ای و شرقی را دارند و استاد شهریار هم بسیار نجیب بود و این برای من مهم بود. تلاش کردم این نجابت را در بازی نشان دهم. وی با تاکید بر لزوم بهره مندی آثار تاریخی یا متمرکز بر شخصیت های فرهنگی و سیاسی گذشته ایران افزود: در کودکی همیشه فکر می‌کردم روزی در نقش استاد شهریار بازی خواهم کرد. وقتی از تبریز به تهران آمدم، روزهایی که غریب و تنها بودم در کوچه‌های لاله‌زار اشعار شهریار را زمزمه می‌کردم و ساعت‌ها راه می‌رفتم. بسیاری از محله‌ها را با ابیات شهریار شناختم. به همین دلیل در روزهای تصویربرداری هرچه به ذهنم می‌آمد، می‌گفتم. اما برای ساخت فیلم‌هایی از این دست باید مشاور فرهنگی، تاریخی و زمانی داشت؛ چیزی که متاسفانه وجود ندارد. در این کار من در مورد تک تک واژگان ساعت‌ها بحث می‌کردم و کمال تبریزی به دقت گوش می‌داد و عمل می‌کرد. از او ممنونم و بسیار از او آموختم. این بازیگر درباره ارادت قلبی اش به شهریار و تاثیر فرو رفتن در نقش این شخصیت ارزشمند ایرانی نیز اظهار داشت: اواخر پروژه یک روز ساعت‌ها گریه کردم با خودم فکر می‌کردم چه قدر شهریار سختی کشیده. از شهرستان به پایتخت بیایی، غریب باشی، تنها باشی، وضع مالی خوبی نداشته باشی و بخواهی کم کم خودت را ثابت کنی؛ اما نجابت ذاتی تو مانع این کار شود و با همه این سختی‌ها تبدیل به استاد شهریار شوی. فکر می‌کردم این بزرگ مرد چه روزهای تلخی را سپری کرده است و همه این‌ها من را آزرده می‌کرد و البته احترام و اردات من به او هر روز بیشتر از روز قبل می‌شد. سریال شهریار هر شب ساعت 23:00 از کانال فارسی آی فیلم پخش شده و تکرار آن ساعت 07:00 و 15:00 روز بعد به نمایش گذاشته می شود. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 10:27:48 GMT http://newsirani.com//news/93349/دلیل-ماندگاری-سریال-شهریار-زبان-بازیگرش مجری «به خانه برمی‌گردیم»: بازیگر نشد‌ه‌ام http://newsirani.com//news/93348/مجری-خانه-برمی-گردیم-بازیگر-نشد-ه-ام بیست سالی هست یکی از مجریان برنامه «به خانه برمی‌گردیم» است. برنامه‌‌ای که با محوریت خانواده از شبکه تهران روی آنتن می‌رود.محمد نظری به ظاهر تیپ اتو کشیده‌ای دارد و وقتی صحبت می‌‌کند در کلامش آرامشی هست که انگار هیچ دغدغه‌ای در زندگی‌اش ندارد و در کمال سعادت و خوشبختی روزگار می‌گذراند البته گذر زمان هم چندان در چهره او تغییری به وجود نیاورده است اما وقتی با این مجری قدیمی هم‌صحبت می‌شوی، می‌فهمی که او هم دغدغه‌هایی در زندگی‌اش دارد که شاید اگر ما با آن روبه رو می‌شدیم، بسادگی نمی‌توانستیم با آن کنار بیاییم، اما نظری توانسته آنها را مدیریت کند. با این مجری هم‌صحبت شدیم تا برایمان از زندگی در کنار شهرت و دغدغه‌هایش بگوید. گویا علاوه بر مجریگری به بازیگری هم علاقه‌مندید و بتازگی در یک سریال بازی ‌کرده‌اید. نه! بازیگر نشد‌ه‌ام، به صورت اتفاقی در یک سریال نقشی را بازی کردم. تهیه‌کننده سریال محکومین مرا برای بازی در نقش وکیل که نقش کوتاهی هم بود، مناسب دید و بعد با هماهنگی کارگردان، این نقش را بازی کردم، وگرنه قرار نیست بازیگری را به صورت جدی دنبال کنم. اگر بازیگر شوید که اتفاق خوبی است! چه ایرادی دارد؟ بد نیست! اما آن‌قدر که رسانه‌ها پررنگش کردند، نبود و خیلی اتفاقی پیش آمد.شاید همبازی شدن با آقای جعفر دهقان باعث شد این قضیه خیلی رسانه‌ای شود. گفتید رسانه‌ها خبر را پررنگ کردند و این نشان می‌دهد که آدم معروفی بوده و زیر ذره‌بین رسانه‌هایید. زندگی زیر سایه شهرت چه محاسن و معایبی دارد؟ آنقدر‌ها هم معروف نیستم! برخی از مجریان برنامه‌های روزانه تلویزیون سعی می‌کنند از حاشیه‌سازی بپرهیزند.اما طبیعی است که بعد از اجرای یک برنامه که 22 سال از عمر آن می‌گذرد، اخبار مربوط به مجریان آن هم برای رسانه‌ها جالب ‌شود.واقعیت این است که شهرت، محدودیت‌ هایی را به وجود می‌آورد. برخی اوقات باید چشمت را روی خواسته‌هایت ببندی و حتی برخی اوقات حقت را نادیده بگیری! مثلا در تصادف خودرو اگر حق با تو هم باشد نمی‌توانی مثل یک آدم معمولی رفتار کنی حتی اگر طرف مقابلت آدم فهمیده و باشعوری نباشد. این در حالی است که بعضی‌ها دوست دارند مشهور شوند و حتی برای آن هزینه هم پرداخت می‌کنند. من در رودررویی با این آدم‌ها می‌گویم سعی کنید به جای مشهور، موفق باشید! شهرت، آرامش به همراه ندارد اما یک آدم موفق، هیچی نداشته باشد، آرامش دارد. شهرت برای خانواده‌ شما هم محدودیت به وجود می‌آورد؟ بله!‌ همه اعضای خانواده درگیر می‌شوند. یا مجبور می‌شوند در چارچوب تو قرار بگیرند یا مجبور می‌شوند از تو فاصله بگیرند. چون آنها برای زندگی معمولی خود نیاز به آزادی‌هایی دارند به همین دلیل برنامه‌های روزانه‌شان را بدون حضور تو برنامه‌ریزی می‌‌کنند. وقتی نمی‌خواهی دچار حاشیه شوی و به آدم‌هایی که از فضای مجازی و فناوری‌‌های جدید برای آسیب زدن به دیگران استفاده می‌‌کنند، دوری می‌کنی، خواه‌ناخواه در چارچوبی قرار می‌گیری که شاید خوشایند اطرافیانت نباشد. این محدودیت برای فرزندان شما بیشتر آسیب‌زاست؟ من پسری دارم که آماده شرکت در کنکور می‌شود. او چند سالی است که نمی‌تواند در بازی‌ها و هیجانات نوجوانانه‌اش مرا شریک کند. اما پسرم پذیرفته که پدرش مجبور است برای رعایت آداب حرفه‌اش محدودیت‌هایی را برای خودش در نظر بگیرد. این موضوع بین شما و پسرتان فاصله ایجاد نکرده؟ یک جاهایی خلأهایی را به وجود آورده است. به همین دلیل است که می‌گویم شهرت اصلا خوب نیست. هرچند مردم به ما لطف دارند، اما مردمی هستند که شهرت را دستمایه آسیب‌زدن می‌کنند. واقعیت این است که ما در مقابل آدم‌های هنجارشکن بیشتر از مردم عادی آسیب‌پذیر هستیم. گفتید بهتر است موفق باشی تا معروف! تعریفتان از موفقیت چیست؟ موفقیت یعنی وقتی کارنامه روزانه‌ات را مرور می‌کنی، آن را بپذیری و آشفته نشوی. من قائل به این نیستم که مثلا درآمد ماهی صد میلیون می‌تواند تو را به آدم موفقی تبدیل کند. برخی با حقوق کارمندی، آدم‌های موفقی هستند چون احساس رضایتمندی می‌کنند. برای من احساس بالای رضایتمندی از زندگی یعنی موفقیت. کسانی که برای معروف شدن پول خرج می‌کنند، هرگز احساس رضایت و خوشنودی نخواهند داشت چون مدام دنبال این هستند که کمبود‌های خود را در نگاه دیگران جبران کنند. این بی‌قراری درونی آنها را به این سمت می‌برد که هر جور شده تائید دیگران را جلب کنند و این، بی‌قراری آنها را بیشتر می‌‌کند.آدم‌‌های عادی که احساس رضایتمندی درونی دارند، بسیار شاد‌تر و موفق‌تر از آدم‌هایی هستند که مدام دنبال جلب توجه‌اند. با این دیدگاه، خانواده موفق را چگونه تعریف می‌کنید؟ خانواده‌ای که با کم و زیاد زندگی کنار می‌آید و حال خوبی دارد! خانواده‌ای که برای آینده چشم‌انداز روشنی دارد و می‌داند که قرار است فرزندانش به کجا برسند و برای آنها برنامه‌ریزی می‌کند. معتقدم خانواده موفق، خانواده‌ای است که با همدلی زندگی را پیش می‌برد و وظیفه و اهداف هر کسی مشخص است.پدر و مادر برای تحصیل، شغل، ازدواج و ... فرزندشان برنامه‌ریزی دارند.بشدت با بی‌برنامه زندگی کردن مخالفم. خود شما از چند سالگی چشم‌انداز زندگی‌تان را مشخص کردید؟ اگر خودم را جزو آدم‌های موفق بدانم، حرف خیلی بزرگی گفته‌ام. همین که توانسته‌ام برای پسرم برنامه‌ریزی کنم که چگونه به اهدافش برسد، خدا را شکر می‌کنم.از آنچه دارم خدا را شکر می‌کنم و زیاده‌‌خواه نیستم و فقط تلاش می‌کنم مراقب خانواده‌ام باشم. پدرم پنج سال است که مبتلا به سرطان است و من تنها فرزندش هستم، مادرم سال‌هاست فوت کرده و به تنهایی از پدر مراقبت می‌کنم. شاید این بیماری شرایط زندگی‌ام را سخت کرده، اما باز هم ناشکری نمی‌کنم و امیدوارم پسرم بتواند به اهدافش برسد و به آدمی با اخلاق، معقول و موفق تبدیل شود. با توجه به این که سال هاست اجرای یک برنامه را به عهده دارید و همچنین از صحبت‌هایتان چنین برمی‌آید بیشتر دنبال ثبات در زندگی هستید؟ دقیقا! در همه عرصه‌های زندگی‌ام دنبال ثبات هستم و از این شاخه به آن شاخه نمی‌پرم.به حداقل‌ها رضایت می‌دهم، اما بشدت آدم وسواسی و مسئولیت‌پذیری هستم طوری که بخش زیادی از انرژی روانی‌ام را برای تامین رفاه اطرافیان از دست می‌دهم! نادیده گرفتن خود یک جور ایراد است؟ بله! در بسیاری مواقع خودم را نادیده می‌گیرم، تا همه چیز سرجای خودش باشد و دیگران در رفاه و آرامش زندگی کنند. مقابل دوربین تلویزیون آرام و به اصطلاح اتوکشیده‌ام، اما بی‌قراری‌ها و دلواپسی‌های خاص خودم را دارم.تنها چیزی که سرم را گرم کرده و کمی از این بی‌قراری‌ام می‌کاهد و تفریحم به شمار می‌آید،کلکسیون تابلوهای نقاشی است که مدت‌هاست مشغول جمع‌آوری آنها هستم. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 10:27:04 GMT http://newsirani.com//news/93348/مجری-خانه-برمی-گردیم-بازیگر-نشد-ه-ام عکس: ژست متفاوت «نیکی کریمی»سوژه شد! http://newsirani.com//gallery/93347/1/عکس-ژست-متفاوت-نیکی-کریمی-سوژه ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 10:26:07 GMT http://newsirani.com//gallery/93347/1/عکس-ژست-متفاوت-نیکی-کریمی-سوژه سام قریبیان در سریال تاریخی «ایراندخت» http://newsirani.com//news/93331/سام-قریبیان-سریال-تاریخی-ایراندخت سریال «ایراندخت» این روزها در شهرک غزالی پیگیری می شود و سام قریبیان از جمله بازیگرانی است که در این مجموعه به ایفای نقش می پردازد.محمدرضا ورزی این روزها در حال کارگردانی سریالی درباره شخصیت های دوران مشروطه در فضایی عاشقانه است که با نام موقت «ایراندخت» شناخته می‌شود. این سریال بازیگران زیادی دارد که از جمله آنها می توان به حسام نواب صفوی، پندار اکبری سعید نیک پور، شکرخدا گودرزی و سام قریبیان اشاره کرد. این روزها سعید نیک پور و شکرخدا گودرزی جلوی دوربین هستند و این مجموعه در شهرک غزالی پیگیری می شود. این سریال لوکیشن های متعددی در شهرک غزالی و کاخ گلستان دارد و مدتی پیش تصویربرداری آن آغاز شده است. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 09:13:47 GMT http://newsirani.com//news/93331/سام-قریبیان-سریال-تاریخی-ایراندخت