خبر ایرانی - پربيننده ترين عناوين جامعه و حوادث :: نسخه کامل http://newsirani.com/social Tue, 22 Aug 2017 18:58:18 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://newsirani.com/skins/default/fa/normal1/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبر ایرانی http://newsirani.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری خبر ایرانی آزاد است. Tue, 22 Aug 2017 18:58:18 GMT جامعه و حوادث 60 وقتی پدر مصدق در دربار شاه قاجار بود +عکس http://newsirani.com//news/84793/وقتی-پدر-مصدق-دربار-شاه-قاجار-عکس تصویری نادیده از میرزا هدایت‌الله آشتیانی، پدر دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر دولت ملی و رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت. او که از خاندان مشهور مستوفیان آشتیان بود، در دوران ناصری سمت وزیر دفتر ناصرالدین شاه قاجار را برعهده داشت.این عکس را مرکز اسناد انقلاب اسلامی به تازگی منتشر کرده است.  ]]> جامعه و حوادث Mon, 21 Aug 2017 11:32:24 GMT http://newsirani.com//news/84793/وقتی-پدر-مصدق-دربار-شاه-قاجار-عکس واکنش متفاوت تتلو به ماجرای خواننده رپ +عکس http://newsirani.com//news/84850/واکنش-متفاوت-تتلو-ماجرای-خواننده-رپ-عکس امیر تتلو با قرار دادن ۲ پست در صفحه اینستاگرامش به ماجرای حمید امیری صفت و قتل ناپدری اش واکنش نشان داد و مقصر اصلی قتل ناپدری را مادر حمید صفت دانست .وی در توضیح این پست نوشت:تقصیر مامانه توعه !! که الان وضعت اینه !! .  اما این پایان کار نبود و امیر تتلو در پست دوم خود نوشت : من کسى رو قضاوت نکردم و اصلا هم این حمید صفت رو درست نمیشناسم و جز آزادى و آرامش براش چیزى نمیخوام. واقعا قلبا ناراحتم و بیست بار به اطرافم زنگ زدم که کمک کنیم یه جور !! قلبا متاثرم چون عمق رو دیدم !! مادر من چرا باید با یه مرد جدید دعوا کنه که من اون مرد رو بکشمش !! یعنى مجبور شم که بکشمش !! چرا ؟!؟ من غیرت دارم !! ببینم کسى به مادرم بى احترامى کنه میکشمش !! پس مادر من چرا باید کارى کنه که بهش بى احترامى کنن ؟!؟ من با قاضى دعوام شد سر مادرم !! قندونو ول دادم سمتش !! اگه میخورد تو سرش و قاضى مملکت میمرد من چى میشدم ؟!؟ مادر ؟!؟ بفهم !!!! تو مهمى !! تنها کسى که میتونه همرو به کشتن بده تویى !! به همین وقت اذان قسم که تویى !! بهشت هم زیر پاى توعه !! بفهم !! همین !! بذار منو فحش بدن !! بذار بیوفتیم زندان امّا بفهم !! من میتونستم الان جاى اون باشم !! بفهم !! پدرم میتونست الان زنده باشه !! بفهم ! ]]> جامعه و حوادث Mon, 21 Aug 2017 11:24:31 GMT http://newsirani.com//news/84850/واکنش-متفاوت-تتلو-ماجرای-خواننده-رپ-عکس حکم دادگاه حمید، خواننده رپ چیست؟ http://newsirani.com//news/84844/حکم-دادگاه-حمید-خواننده-رپ-چیست سرویس جامعه خبرایرانی، حکم دادگاه حمید صفت , این سوالی است که خیلی از طرفداران این خواننده رپ به دنبال آن هستند.خبرنگار رکنا برای پاسخ به این سوال با وکیل پرونده حمید صفت گفتگو کوتاهی انجام داده است که می خوانید:امجدی، وکیل پرونده در مورداین سوال که حکم دادگاه حمید صفت چه می تواند باشد گفت: اکنون تحقیقات مقدماتی در دست انجام است و قرار است که اظهارات شاهدان کسب شود.همچنین امروز نیز کالبد شکافی انجام شد و گزارش پزشکی قانونی نیز در حال تکمیل است و خیلی زود است در مورد حکم دادگاه حمید صفت سخن گفت.وی در مورد سرنوشت احتمالی و حکم حمیدرضا صفت خاطرنشان کرد: در دعاوی حقوقی نمی توان در مورد حکم اظهار نظر کرد اما راه درازی پیش رو است و حداقل تا چهار سال آینده درگیر این پرونده حمید صفت خواهیم بود.وکیل حمیدرضا صفت بیان کرد: ما پس از تکمیل مدارک به دنبال این هستیم که با حکم بازپرس پرونده حمید صفت از بازداشت موقت خارج کنیم.روز گذشته ناپدری حمیدرضا صفت در پی درگیری در روز 24 ماه جاری با وی آسیب دید و در بیمارستان جان باخت، او نیز خود را به کلانتری معرفی کرد. ]]> جامعه و حوادث Mon, 21 Aug 2017 10:13:20 GMT http://newsirani.com//news/84844/حکم-دادگاه-حمید-خواننده-رپ-چیست اشک‌های خواننده رپ در دادسرای جنایی +عکس http://newsirani.com//news/84833/اشک-های-خواننده-رپ-دادسرای-جنایی-عکس نزاع با ناپدری همه آن چیزی است که خواننده رپ را به قتل متهم کرده است. ترانه‌سرا و خواننده رپی که خبر بازداشتش در غروب شنبه همه را شوکه کرد، صبح دیروز به دادسرای جنایی تهران منتقل شد. شعبه سوم دادسرای جنایی جایی بود که بار دیگر یکی از خبرساز‌ترین پرونده‌های جنایی تهران در آن به جریان افتاد. حمیدرضا صفت به اتهام قتل ناپدری‌اش در برابر بازپرس منافی آذر قرار گرفت تا از واقعیت این حادثه پرده بردارد.  حمیدرضا همه چیز را تعریف کرد، او از ١١‌سال زندگی با ناپدری مقتولش گفت؛ از عصبانیت‌ها و پرخاشگری‌های گاه‌و‌بی‌گاه تا کتک‌خوردن‌های مادرش از ناپدری که چندین ‌سال است رفتارش همه اطرافیان را کلافه کرده بود. حمید جزء به ‌جزء روز حادثه را برای بازپرس بازگو کرد، از فحاشی‌ها و ضرب‌وجرح مادرش تا درگیری با هوشنگ و بردن مادر از خانه ناپدری تندخوی‌اش در خیابان شیخ بهایی؛ اما علت مرگ پیرمرد سوالی بود که پاسخ قانع‌کننده‌ای برای آن نداشت. او مدعی بود که ضربه محکمی به سر او نزده و مادر و همسایه‌ها هم شاهد درگیری و نزاع او با ناپدری‌اش بوده‌اند. با این حال بازپرس اتهام قتل عمد را به حمید اعلام کرد. او در برابر این اتهام فقط این چند جمله را تکرار می‌کرد: «قصد کشتن کسی را نداشتم، فقط می‌خواستم او را بترسانم تا فکر نکند مادرم بی‌کس‌وکار است. من رابطه بدی با هوشنگ نداشتم. نمی‌خواستم او را بکشم.» رسیدگی سریع به پرونده حمید صفتاین پرونده حدود ساعت ١٥ شنبه با مرگ مشکوکی در بیمارستان فیروزگر تهران کلید خورد. با حضور ماموران در بیمارستان و انجام تحقیقات نخست مشخص شد پیرمردی ٦٦ ساله به علت اصابت جسم سخت به ناحیه سر و شکستگی جمجمه فوت کرده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع مرگ مشکوک و به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه ٢٧تهران، این پرونده در اختیار اداره دهم قرار گرفت. همزمان با آغاز تحقیقات پلیس مشخص شد که پیرمرد قبل از مرگش با پسر همسرش درگیر شده و از سوی او مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. حمید مظنون اصلی این پرونده، همان روز برای پیگیری جواز دفن به کلانتری ١٤٥ ونک مراجعه و خودش را معرفی کرد. او با هماهنگی‌های قضائی به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل شد و در اظهاراتش به ماموران گفت: «٤روز پیش از طریق تماس تلفنی برادرم متوجه شدم که مادرم با همسرش درگیر شده است. من هم برای بررسی موضوع به خانه آنها در خیابان شیخ بهایی رفتم. اما سماجت و پرخاشگری‌های ناپدری من ادامه داشت تا این‌که من هم مجبور شدم برای آرام‌کردن او خودی نشان بدهم؛ با او درگیر شدم و چند ضربه‌ای بین ما رد و بدل شد، اما من با شیء یا وسیله‌ای به سر او ضربه‌ای وارد نکردم.»اظهاراتی که با جزییات بیشتر صبح دیروز هم بار دیگر از سوی حمید در شعبه سوم دادسرای جنایی تهران بازگو شد. این خواننده رپ در پاسخ به گزارش بالینی بیمارستان که علت مرگ را خون‌ریزی مغزی به علت برخورد جسم سخت به آهیانه جمجمه عنوان کرده بود، برای چندمین بار به بازپرس این پرونده گفت: «نیت من فقط پایان‌دادن به نزاع‌های او با مادرم بود؛ بارها و بارها هم تلاش کردم تا رفتار او تغییر کند. هر چند صحبت‌های آن روزش من را حسابی کلافه و عصبی کرد ولی با این حال در آن شرایط هم فقط به ترساندن هوشنگ فکر می‌کردم، نه کشتن او.» در پایان جلسه بازپرس منافی آذر دستور بازداشت موقت حمید و ادامه تحقیقات را صادر کرد. در همین حال محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران هم از رسیدگی سریع به این پرونده و بازداشت موقت متهم به رسانه‌ها خبر داده است.مرگ هوشنگ برایم سخت استنخستین جلسه بازپرسی حمید صفت به اتهام قتل هوشنگ اسدزاده پس از دو ساعت در شعبه دادسرای ناحیه ٢٧ تهران به پایان رسید. در آخرین دقایق این جلسه متهم در برابر آخرین سوال بازپرس قدری سکوت کرد و در حالی ‌که سعی داشت اشک‌هایش را پنهان کند، باز هم این جمله را تکرار کرد: «من نمی‌خواستم هوشنگ را بکشم، او مثل پدرم بود، اما همیشه عصبی بود.» او در حالی‌که مشغول بازخوانی اظهاراتش و انجام تشریفات قضائی بود، برای دقایقی با «شهروند» همکلام شد که در ادامه می‌خوانید.  چرا هوشنگ را به قتل رساندی؟من قتلی مرتکب نشدم.  ولی بیمارستان علت مرگ ناپدری شما را خونریزی مغزی به دلیل برخورد جسم سخت به جمجمه اعلام کرده است.این را نمی‌دانم. اما درگیری من با هوشنگ در حدی نبود که بخواهد به او چنین آسیبی برسد. من فقط با دست یک ضربه به صورت او زدم. آن هم نه با همه توانم؛ واقعا نمی‌دانم چرا جمجمه‌اش خونریزی کرده است.  هوشنگ بیماری خاصی داشت؟قند داشت. هپاتیت c هم داشت. ضمن این‌که قلبش هم ضعیف بود.  با وجود همه این بیماری‌ها باز هم با او درگیر شدی؟خودش مقصر بود. من حتی برای درگیری هم به خانه نرفتم، فقط می‌خواستم مادرم آسیب بیشتری نبیند، اما رفتار او باعث شد تا من هم عصبی شوم؛ با این حال سعی کردم خودم را کنترل کنم.  روز حادثه دقیقا چه اتفاقی افتاد؟سه‌شنبه ساعت ٧ صبح برادرم از آمریکا با من تماس گرفت و گفت که دوباره هوشنگ مادر را کتک زده. او از پشت تلفن داشت گریه می‌کرد، خیلی نگران بود، من هم به او گفتم، موضوع را پیگیری می‌کنم. می‌دانستم مادرم بیدار است. چون شب قبل از حادثه با من تماس گرفت که یکی از دوستانش را به فرودگاه ببرم. زری خانم یکی از همسایه‌های مادرم در برلین است و آن طور که مادرم می‌گفت، می‌خواست به آلمان برگردد اما من خودرو نداشتم و به مادرم گفتم نمی‌توانم او را به فرودگاه ببرم.  بعدش چه شد؟سه‌شنبه صبح اول وقت با مادرم تماس گرفتم. او هنوز از فرودگاه به خانه نرسیده بود. از او خواستم هرزمانی که به خانه رسید، با من تماس بگیرد تا به خانه آنها بروم. حدود ظهر بود که پس از تماس مادرم از دفترم در خیابان دیباجی به خانه آنها در شیخ بهایی رفتم. وقتی درِ خانه را باز کردم، هوشنگ روی کاناپه نشسته بود، به طرف او رفتم و کنارش نشستم، خیلی آرام به او گفتم، چرا دوباره با مادرم درگیر شدی، از او سوال کردم که چرا مادرم را کتک زدی؟ اما او در جواب به من گفت: «زدم که زدم، خوب کردم او را کتک زدم.» من هم خیلی عصبی شدم، گلدان شیشه‌ای را که روی سنگ آشپزخانه بود، برداشتم و به سمت دیوار پرتاب کردم. نمی‌خواستم او را بزنم، فقط می‌خواستم او را بترسانم. او به طرف من حمله‌ور شد، من هم به سمت او رفتم، اما مادرم بین ما قرار گرفت تا با هم درگیر نشویم، با این حال او فحاشی می‌کرد و سعی داشت به من ضربه بزند، من هم با دست بینی و جلوی چشم او را گرفتم، یک ضربه هم به صورت او زدم، او هم سعی داشت به من حمله کند. میز جلوی کاناپه را هم برعکس کردم، شیشه‌های آن هم شکست. در همین هنگام همسایه‌ها از صدای داد و فریاد ما پشت درِ خانه آمدند. مادرم که دید نمی‌تواند جلوی درگیری را بگیرد، در را باز کرد تا شاید همسایه‌ها این دعوا را خاتمه دهند. در همین لحظه هوشنگ به آشپزخانه رفت تا چاقو بردارد، اما من جلوی او را گرفتم. باز با هم درگیر شدیم. او لیوانی برداشت تا با آن به من ضربه بزند، اما من لیوان را از دست او گرفتم و به زمین انداختم تا بشکند. درنهایت هم همسایه‌ها ما را از هم جدا کردند، اما هوشنگ همچنان فحاشی می‌کرد. من هم مادرم را با خودم بردم. تا این‌که خبر بستری شدن هوشنگ را شنیدم و پس از سه روز هم از مرگ او مطلع شدم.  مرگ هوشنگ برایم سخت است نخستین جلسه بازپرسی حمید صفت به اتهام قتل هوشنگ اسدزاده پس از دو ساعت در شعبه دادسرای ناحیه ٢٧ تهران به پایان رسید. در آخرین دقایق این جلسه متهم در برابر آخرین سوال بازپرس قدری سکوت کرد و در حالی ‌که سعی داشت اشک‌هایش را پنهان کند، باز هم این جمله را تکرار کرد: «من نمی‌خواستم هوشنگ را بکشم، او مثل پدرم بود، اما همیشه عصبی بود.» او در حالی‌که مشغول بازخوانی اظهاراتش و انجام تشریفات قضائی بود، برای دقایقی با «شهروند» همکلام شد که در ادامه می‌خوانید.   چرا هوشنگ را به قتل رساندی؟ من قتلی مرتکب نشدم.   ولی بیمارستان علت مرگ ناپدری شما را خونریزی مغزی به دلیل برخورد جسم سخت به جمجمه اعلام کرده است. این را نمی‌دانم. اما درگیری من با هوشنگ در حدی نبود که بخواهد به او چنین آسیبی برسد. من فقط با دست یک ضربه به صورت او زدم. آن هم نه با همه توانم؛ واقعا نمی‌دانم چرا جمجمه‌اش خونریزی کرده است.   هوشنگ بیماری خاصی داشت؟ قند داشت. هپاتیت c هم داشت. ضمن این‌که قلبش هم ضعیف بود.   با وجود همه این بیماری‌ها باز هم با او درگیر شدی؟ خودش مقصر بود. من حتی برای درگیری هم به خانه نرفتم، فقط می‌خواستم مادرم آسیب بیشتری نبیند، اما رفتار او باعث شد تا من هم عصبی شوم؛ با این حال سعی کردم خودم را کنترل کنم.   روز حادثه دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ سه‌شنبه ساعت ٧ صبح برادرم از آمریکا با من تماس گرفت و گفت که دوباره هوشنگ مادر را کتک زده. او از پشت تلفن داشت گریه می‌کرد، خیلی نگران بود، من هم به او گفتم، موضوع را پیگیری می‌کنم. می‌دانستم مادرم بیدار است. چون شب قبل از حادثه با من تماس گرفت که یکی از دوستانش را به فرودگاه ببرم. زری خانم یکی از همسایه‌های مادرم در برلین است و آن طور که مادرم می‌گفت، می‌خواست به آلمان برگردد اما من خودرو نداشتم و به مادرم گفتم نمی‌توانم او را به فرودگاه ببرم.   بعدش چه شد؟ سه‌شنبه صبح اول وقت با مادرم تماس گرفتم. او هنوز از فرودگاه به خانه نرسیده بود. از او خواستم هرزمانی که به خانه رسید، با من تماس بگیرد تا به خانه آنها بروم. حدود ظهر بود که پس از تماس مادرم از دفترم در خیابان دیباجی به خانه آنها در شیخ بهایی رفتم. وقتی درِ خانه را باز کردم، هوشنگ روی کاناپه نشسته بود، به طرف او رفتم و کنارش نشستم، خیلی آرام به او گفتم، چرا دوباره با مادرم درگیر شدی، از او سوال کردم که چرا مادرم را کتک زدی؟ اما او در جواب به من گفت: «زدم که زدم، خوب کردم او را کتک زدم.» من هم خیلی عصبی شدم، گلدان شیشه‌ای را که روی سنگ آشپزخانه بود، برداشتم و به سمت دیوار پرتاب کردم. نمی‌خواستم او را بزنم، فقط می‌خواستم او را بترسانم. او به طرف من حمله‌ور شد، من هم به سمت او رفتم، اما مادرم بین ما قرار گرفت تا با هم درگیر نشویم، با این حال او فحاشی می‌کرد و سعی داشت به من ضربه بزند، من هم با دست بینی و جلوی چشم او را گرفتم، یک ضربه هم به صورت او زدم، او هم سعی داشت به من حمله کند. میز جلوی کاناپه را هم برعکس کردم، شیشه‌های آن هم شکست. در همین هنگام همسایه‌ها از صدای داد و فریاد ما پشت درِ خانه آمدند. مادرم که دید نمی‌تواند جلوی درگیری را بگیرد، در را باز کرد تا شاید همسایه‌ها این دعوا را خاتمه دهند. در همین لحظه هوشنگ به آشپزخانه رفت تا چاقو بردارد، اما من جلوی او را گرفتم. باز با هم درگیر شدیم. او لیوانی برداشت تا با آن به من ضربه بزند، اما من لیوان را از دست او گرفتم و به زمین انداختم تا بشکند. درنهایت هم همسایه‌ها ما را از هم جدا کردند، اما هوشنگ همچنان فحاشی می‌کرد. من هم مادرم را با خودم بردم. تا این‌که خبر بستری شدن هوشنگ را شنیدم و پس از سه روز هم از مرگ او مطلع شدم.   از کجا می‌دانستی هوشنگ می‌خواهد از آشپزخانه چاقو بردارد؟ او خیلی عصبی بود. پیش از این چندین‌بار مادر را کتک زده بود. خواهر هم از دست او عذاب می‌کشید، حتی یک‌بار با چاقو به سمت آنها حمله کرده بود. به همین دلایل مطمئن بودم او از آشپزخانه چاقو برمی‌دارد.   پس با این حساب انگیزه کافی برای درگیری و قتل او داشتی؟ نه، این‌گونه نیست. اتفاقا من او را با همه این بدخلقی‌ها و پرخاشگری‌هایش دوست داشتم. ١١‌سال است که با مادرم ازدواج کرده، از همان ابتدا هم عصبی و تندخو بود. او حتی یک‌بار با پسرش هم درگیر شد. با این همه من همیشه سعی می‌کردم او را آرام کنم. با خودم او را به باشگاه می‌بردم، هر هفته با هم شام بیرون می‌رفتیم. حتی روز قبل از درگیری متوجه شدم که گوشی تلفن همراهش شکسته. با یکی از دوستانم در پاساژ پایتخت هماهنگ کردم تا یک گوشی مناسب به او بدهد. با این‌که خودم از لحاظ مالی تحت فشار بودم، یک سامسونگ ٧ برای او خریدم. گاهی اوقات که پول نداشت، بدون این‌که متوجه شود، برای خانه خرید می‌کردم تا غرور او شکسته نشود. من او را خیلی دوست داشتم و نمی‌خواستم به او آسیبی برسد.   مادر شما آلمان زندگی می‌کند؟ نه، هوشنگ مقیم آن‌جا بود. یک مغازه عتیقه‌فروشی هم آن‌جا دارد، اما کار و کاسبی‌اش نگرفت. در ایران هم بیکار بود. همین بیکاری اخلاق او را بدتر کرده بود. این اواخر فحاشی و توهین به مادرم و خانواده او را علنی کرده بود. چندبار به او پیشنهاد دادم چند ساعت در روز در بنگاه املاک یا نمایشگاه اتومبیل دوستانم مشغول باشد، اما قبول نکرد. مادرم هم چندبار آلمان رفت تا کارهای اقامتش را انجام دهد.   ناپدری شما قبلا هم ازدواج کرده است؟ بله، در فنلاند ازدواج کرده بود. زن اولش هم به دلیل همین رفتار هوشنگ دچار ناراحتی اعصاب شده و در آن‌جا تحت درمان است. یک دختر و یک پسر هم دارد. سهیل پسر هوشنگ پس از اطلاع از این حادثه به ایران آمده است.   با این شرایط چرا مادر شما سعی نکرد از هوشنگ طلاق بگیرد؟ مادر من زن آبروداری است. او پیش از این یک تجربه ناموفق در ازدواج داشته است. هر وقت صحبت رفتارهای هوشنگ می‌شد، مادرم می‌گفت او بیمار است و باید با او مدارا کرد. مادرم هیچ وقت همه رفتارهای زشت و کتک‌کاری او را برای ما تعریف نمی‌کرد تا ما ناراحت نشویم، اما من و خواهر و برادرم از صدای مادر متوجه غم و ناراحتی او بودیم. چندبار هم از او خواستم تا از هوشنگ جدا شود، اما مادرم دلش راضی نبود تا هوشنگ را تنها بگذارد.   چند‌سال داری؟ چند روزی است که ٢٤سالم تمام شده است. من متولد ١٨مرداد ١٣٧٢ هستم.   فرزند چندم خانواده هستی؟ من یک برادر و یک خواهر بزرگتر از خودم دارم.   از پدرت خبر داری؟ حدود ٦‌سال است که هیچ خبری از او نداریم. فکر می‌کنم ازدواج کرده و یک برادر ناتنی هم دارم. تا جایی که از مادرم شنیده‌ام، پدرم قبلا در صداوسیما کار می‌کرده و یک درجه‌دار نظامی بوده است.   پدر و مادرت چرا از هم جدا شدند؟ من خیلی کوچک بودم و علت طلاق آنها را نمی‌دانم. من وقتی ٥سالم شد تازه فهمیدم که مادر و پدرم از هم جدا شده‌اند. درواقع او مادرم و ما سه تا بچه را ول کرد و رفت.   و حرف آخر؟ حرف آخر این‌که از این اتفاق خیلی ناراحتم. با همه اذیت‌های هوشنگ، مرگش برای من خیلی سخت است.  ]]> جامعه و حوادث Mon, 21 Aug 2017 08:26:53 GMT http://newsirani.com//news/84833/اشک-های-خواننده-رپ-دادسرای-جنایی-عکس پاکسازی آدامس‌های جویده معضل جهانی شد +عکس http://newsirani.com//news/84875/پاکسازی-آدامس-های-جویده-معضل-جهانی-عکس با وجود فراگیر بودنِ معضل انداختن آدامس‌های جویده و رها شده در سطح خیابان‌ها در شهرهای سراسر جهان و بی‌ثمر بودن تلاش‌های مسئولان در بسیاری از شهرها برای خلاصی از شر این زباله‌های سمج، مقامات شهری مکزیکو سیتی همچنان برای مقابله با این معضل شهری دست از تلاش نکشیده‌اند.در مکزیکو سیتی هر شب تعدادی کامیون حامل ۱۵ مامور نظافت برای پاکسازی یکی از خیابان‌های این شهر که به عابران پیاده اختصاص دارد به محل اعزام می‌شوند. این افراد به اسلحه‌های بخاری مجهز هستند و وظیفه دارند سطح خیابان‌ها را از این زباله‌های چسبنده پاک کنند.  این افراد در سه شیفت کاری هشت ساعته و برای مدت سه روز در این خیابان که مجموع مساحت آن ۹۰۰۰ متر مربع است، کار می‌کنند. در پایان به طور متوسط کارگران در مجموع ۱۱ هزار تکه آدامس جویده شده جمع‌آوری کرده‌اند.مبارزه با آدامس‌های جویده و رها شده در خیابان‌ها در تمامی شهرهای سراسر جهان ادامه دارد. وال استریت ژورنال از آدامس به عنوان "طاعون سیاه" در شهر نیویورک نام برده است.همچنین در مکزیکو سیتی موضع ویژه‌ای برای مقابله با این معضل اتخاذ شده و قرار است کمپینی برای افزایش آگاهی از هزینه‌های اجتماعی و زیست محیطی آدامس‌های جویده شده و رها شده در سطح خیابان‌ها راه اندازی شود. به گفته کارشناسان مکزیکی در آدامس‌های رها شده در سطح خیابان ۴۰ هزار نوع باکتری وجود دارد. علاوه بر این، پرندگان با بلعیدن این مواد دچار خفگی می‌شوند.با این حال در سال‌های اخیر تکنولوژی‌های موجود در سطح جهان ارتقاء پیدا کرده و مجازات خاطیان شدیدتر شده است.به گزارش گاردین، شورای شهر "بورنموث" در انگلیس در سال ۲۰۰۲ تصمیم گرفت با اختصاص محل‌های مخصوصی افراد را تشویق کند که آدامس‌های خود را در این نقاط مشخص رها کنند هرچند به دلیل عادت مردم به پرت کردن این زباله‌ دردسرساز، طرح مزبور نیز موفق‌آمیز نبود.همچنین در سال ۱۹۹۲ جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع شد و عدم رعایت آن با جریمه ۵۰۰ دلاری برای فرد خاطی همراه است. ]]> جامعه و حوادث Tue, 22 Aug 2017 11:41:52 GMT http://newsirani.com//news/84875/پاکسازی-آدامس-های-جویده-معضل-جهانی-عکس آیا سعودی‌ها «آب زمزم» را به ویروسی خاص آلوده کرده‌اند؟ http://newsirani.com//news/84879/آیا-سعودی-ها-آب-زمزم-ویروسی-خاص-آلوده-کرده-اند طی سالیان اخیر برخی مستندات دال بر آلوده کردن تعمدی آب زمزم توسط سعودی‌ها منتشر شده است و اسنادی نشان می‌دهد که این آب بسیار مقدس در نزد مسلمانان، به ویروسهای خاصی در ایام حج تمتع یا عمره آلوده می‌شود و همین امر سرمنشا ابتلای بسیاری حجاج به بیماریهای خاصی در این ایام می‌شود.اما در کنار انتشار رسمی این اسناد، مسئولان و مقامات حوزه حج و زیارت کشورمان نیز تا به امروز بارها در این باره موضع گرفته و با رد این اسناد، سلامت آب زمزم را تایید کرده‌اند؛ نمونه اخیر آن اظهارات حجت‌الاسلام قاضی عسکر؛ سرپرست حجاج ایرانی است که وجود نیترات و آرسنیک بیش از حد مجاز در آب زمزم را خلاف واقع دانسته و اظهار داشته بود: با آزمایشهایی که صورت گرفت مشخص شد که این حرف کاملاً نادرست است.از سوی دیگر، پیرحسین کولیوند؛ معاون حج و عمره مرکز پزشکی هلال احمر نیز اخیراً درباره آلودگی آب زمزم اظهار داشته: ما در سه نوبت آب زمزم توزیعی در مدینه و مکه را به ایران بردیم و در آزمایشگاه تخصصی و مرجع سلامت آب که مربوط به سازمان آب است ارائه دادیم، آنها هم مرتب نمونه‌ها را آزمایش کردند؛ فلزات سنگین موجود در آب زمزم کمتر از حد مجاز است و از آب تهران سالم‌تر است.اما نکته‌ای که در این میان پاسخی به آن داده نشده است، چرایی ابتلای بسیاری از حجاج به انوع خاصی از بیماری‌های ویروسی است که دقیقاً با سفر به عربستان و آغاز ایام حج تمتع، گریبان بسیاری از حجاج را گرفته و گاهی تا یک ماه و بیشتر دوران بهبودی آن به طول می‌انجامد که همین امر عملاً فرصت استفاده و بهره‌مندی از ایام حج و این فریضه واجب را از حجاج سلب می‌کند.   ]]> جامعه و حوادث Tue, 22 Aug 2017 11:41:52 GMT http://newsirani.com//news/84879/آیا-سعودی-ها-آب-زمزم-ویروسی-خاص-آلوده-کرده-اند عکس/یک ایرانی شکارچی متفاوت‌ترین عکس کسوف آمریکا http://newsirani.com//news/84901/عکس-یک-ایرانی-شکارچی-متفاوت-ترین-کسوف-آمریکا ]]> جامعه و حوادث Tue, 22 Aug 2017 09:16:00 GMT http://newsirani.com//news/84901/عکس-یک-ایرانی-شکارچی-متفاوت-ترین-کسوف-آمریکا نقشه هولناک ۳ نوجوان به تقلید از فیلم‌های خارجی +عکس http://newsirani.com//news/84830/نقشه-هولناک-۳-نوجوان-تقلید-فیلم-های-خارجی-عکس  سه نوجوان که به سبک فیلم های هالیوودی و با زدن نقاب های وحشتناک به چهره دست به زورگیری با سلاح سرد زده بودند با هوشیاری متصدی یک فروشگاه در مشهد دستگیر شدند و به جرم خود اقرار کردند.   بیست و پنجم مرداد، 3 نوجوان که قصد داشتند لپ تاپی را به فروش برسانند وارد یکی از مراکز تجاری در خیابان سناباد شدند و به فروشگاه لوازم رایانه ای مراجعه کردند. آن ها وقتی لپ تاپ را روی پیشخان گذاشتند متصدی فروشگاه به حرکات و رفتار نوجوانان مشکوک شد و از آنان خواست تا کارتن و اسناد و مدارک لپ تاپ مذکور را ارائه کنند اما وقتی با پاسخ «مدارک لپ تاپ گم شده است!» مواجه شد، دیگر یقین پیدا کرد که ماجرایی در پس این «لپ تاپ سیاه» نهفته است بنابراین بدون آن که عکس العمل خاصی نشان دهد خیلی خونسرد قبول کرد که لپ تاپ را به قیمت روز می خرد و با هوشیاری گفت: در حال حاضر پولی ندارد و آن ها باید برای دریافت پول چند ساعت بعد مراجعه کنند!  3 نوجوان یاد شده نیز خوشحال از این که لپ تاپ را به قیمت خوبی فروخته اند از فروشگاه خارج شدند اما آن ها برای آن که در دام پلیس گرفتار نشوند در ساعت مقرر برای دریافت پول مراجعه نکردند تا اطمینان حاصل کنند که متصدی فروشگاه به آنان مشکوک نشده است! نوجوانان یاد شده با این ترفند، عصر همان روز دوباره وارد فروشگاه شدند غافل از این که متصدی فروشگاه بعد از رفتن آن ها از مغازه ماجرا را با پلیس در میان گذاشته بود! در همین هنگام ناگهان حلقه های دستبندهای آهنین قانون بر دستان نوجوانان مذکور گره خورد و به این ترتیب آنان برای بازجویی به مقر انتظامی هدایت شدند. این در حالی بود که چهار روز قبل از این ماجرا و در تاریخ بیست و یکم مرداد، مرد جوانی با مراجعه به کلانتری سناباد از سرقت لپ تاپش توسط سه نوجوان نقابدار خبر داده بود. شاکی این پرونده به پلیس گفت: کیف حاوی لپ تاپ و مدارک در دستم بود و در پیاده‌رو حرکت می کردم که ناگهان در ساعت 20:15 شب، نوجوانی دستانش را از پشت سر به کمرم حلقه زد و با کمک یکی دیگر از دوستانش مرا روی زمین انداخت به طوری که دست چپم شکست! در همین حال یکی از آنان چاقو کشید و تهدیدم کرد که سر و صدا نکنم! آن ها گوشی تلفن و کیف حاوی لپ تاپ و مدارکم را در حالی سرقت کردند که نقاب های وحشتناکی نیز بر چهره داشتند!! گزارش خراسان حاکی است: پس از بررسی لپ تاپ مذکور و پرونده زورگیری مشخص شد که سه نوجوان دستگیر شده همان زورگیران با نقاب وحشت هستند بنابراین متهمان به شعبه 217 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد هدایت شدند. پرونده آنان توسط قاضی «هادی سبحانی» مورد رسیدگی قرار گرفت. به دستور مقام قضایی ماموران انتظامی نقاب های وحشت را نیز کشف و ضمیمه پرونده کردند.در همین حال یکی از متهمان که 16 سال دارد در اولین جلسه بازپرسی با اعتراف صریح به زورگیری گفت: روز حادثه یک سی دی که فیلم جنایی خارجی بود به همراه دوستانم تماشا کردیم. بعد از آن بود که جوگیر شدیم و احساس می کردیم ما هم می توانیم مانند مبارز آن فیلم هالیوودی رفتار کنیم. این گونه بود که سه نقاب وحشتناک تهیه کردیم و بی هدف در خیابان راه می رفتیم! غرور عجیبی داشتیم و فکر می‌کردیم با هر کسی می توانیم مقابله کنیم در افکار خودمان سیر می کردیم که به طور ناگهانی و بدون تصمیم گیری قبلی چشممان به جوانی افتاد که کیفی در دست داشت. ما هم در یک لحظه فقط با نگاه کردن به یکدیگر تصمیم به زورگیری گرفتیم. من دستانم را دور کمر آن جوان حلقه زدم و چاقو را به دوستم دادم. وقتی او را روی زمین انداختیم. دوستم با چاقو تهدیدش کرد، نقاب ها را به چهره زده بودیم و فکر نمی‌کردیم کسی ما را شناسایی کند به همین دلیل کیف دستی و گوشی آن جوان را که از شدت درد به خودش می‌پیچید ، سرقت و فرار  کردیم. یکی دیگر از متهمان گفت: من در سرقت و زورگیری با دوستانم همکاری نکردم ولی آن ها لپ تاپ را به من دادند تا بفروشم و سهم خودم را بردارم در حالی که برای اولین بار بود این کار را انجام می دادیم و هیچ سابقه ای هم نداریم! بنابراین گزارش، قاضی هادی سبحانی با صدور قرار قانونی برای سه نوجوان مذکور به خانواده ها توصیه کرد: در ایام تعطیلات تابستانی مراقب رفت وآمدهای فرزندان خود باشند و با حساسیت بیشتری دوستان آن ها را شناسایی کنند و نظارت خود را افزایش دهند.قاضی شعبه 217 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد پنجتن با تاکید بر این که سرقت به عنف و مقرون به آزار مجازات سنگینی مانند 10 سال زندان  و شلاق  در پی دارد هشدار داد: در صورتی که خانواده ها لحظه ای از فرزندان خود غفلت کنند ممکن است عمری پشیمانی به بار آورد و ثمره زندگی شان در دوران نوجوانی دچار لغزش و آفتی شود که دیگر فرصتی برای جبران نباشد.این مقام باتجربه قضایی همچنین به فروشندگان غیرمجاز محصولات و فیلم های خارجی هشدار داد: عرضه فیلم های غیرمجاز در شبکه های توزیع و یا در فروشگاه های بدون مجوز، مجازات های قانونی سنگینی به دنبال دارد و مطابق قانون مجازات با اشخاصی که به طور غیرمجاز در امور سمعی و بصری فعالیت می کنند برخورد خواهد شد بنابراین افرادی که در این زمینه و به طور غیرقانونی فعالیت می کنند قبل از آن که در چنگ قانون گرفتار شوند دست از اعمال مجرمانه بردارند و راه صحیح زندگی را پیشه کنند. ]]> جامعه و حوادث Mon, 21 Aug 2017 07:47:02 GMT http://newsirani.com//news/84830/نقشه-هولناک-۳-نوجوان-تقلید-فیلم-های-خارجی-عکس لاکچری‌ های تقلبی! +تصاویر http://newsirani.com//gallery/84917/1/لاکچری-های-تقلبی-تصاویر سرویس جامعه خبرایرانی، «لاکچری» واژه‌ای است که این روزها به شدت میان ایرانی‌ها رایج شده است و البته کم‌ نیستند، افرادی که با یکدیگر در رقابت شدید هستند بر سر اینکه بگویند، چه کسی سبک زندگی‌اش لاکچری‌تر است؟ اما اگر شما هم از آن دسته آدم‌ها هستید که فکر می‌کنید با انتشار عکس ظرف غذایتان در یک رستوران نسبتا سطح بالا در شبکه‌های اجتماعی یعنی «لاکچری» هستید، سخت در اشتباهید!  زندگی لاکچری‌ها قواعد خاص خودش را دارد. به طور کلی این واژه برای افرادی استفاده می‌شود که سطح زندگی آن‌ها بسیار بسیار تجملاتی و پرهزینه است.   در واقع لاکچری‌ها سبک زندگی را تجربه می‌کنند که عموم مردم نمی‌توانند، آن سبک زندگی را داشته باشند.   در دنیای لاکچری‌ها همه چیز خاص و دارای اصالت است. لاکچری‌ها اهل تقلید نیستند. آن‌ها معمولا بیش از اینکه صرفا دنبال یک کالای صرفا مصرفی باشند به دنبال یک اثر هنری دارای امضا و شناسنامه‌دار هستند. آن‌ها حاضرند میلیون‌ها دلار هزینه کنند تا اکسسوری را داشته باشند که فقط یک یا نهایتا دو عدد از آن در دنیا ساخته شده است.   آن‌ها پایشان را درفروشگاه‌ها و مراکز خرید معمولی نمی‌گذارند؛ بلکه معمولا برای خرید کالاهای لوکسشان مثل ساعت، خودنویس، جواهر، فندک و ... با یک مشاور و یا کارشناس هنری به افراد خاص مراجعه می‌کنند و از روی جدیدترین ژورنال‌ها، کالای اورجینال و اصل خود را سفارش می‌دهند.   از طرفی سازندگان کالاهای لاکچری نیز افرادی هستند که با الهام از تکنیک‌های پیچیده بر اساس پتانسیل اشیا، چیزهای مختلفی خلق می‌کنند.   سازندگان کالاهای لاکچری به میزان تقاضا در بازار هیچ توجهی ندارند، چون می‌دانند، مشتری‌هایشان افراد معمولی نیستند.   سازندگان کالاهای لوکس با خلق یک اثر پیچیده می‌خواهند مخاطبشان را به چالش بکشند و این در حالی است که به اصالت احترام زیادی می‌گذارند.   این مقدمه برای این بود که بگوییم لاکچری بودن کار راحتی نیست و افرادی که این سبک زندگی را برای خود انتخاب می‌کنند نیز چندان پر تعداد نیستند. لاکچری‌ها می‌توانند برای خرید یک ساعت مچی دنیا را زیر و رو کنند تا ساعتی را پیدا کنند که از خاک کره ماه ساخته شده است! این یک شوخی نیست و چنین ساعتی توسط یک شرکت معتبر ساخته شده و یک فرد لاکچری‌دوست هم این ساعت را خریده است.   حالا مدتی است که به واسطه گسترش شبکه‌های اجتماعی تفکر جدیدی در میان اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان شکل گرفته است تا بخشی از زندگی روزمره خود را در قالب انتشار تصاویر مختلف از خودشان به اشتراک بگذارند و سبک جدیدی از زندگی را به دیگران معرفی کنند که از نظر خودشان خیلی لاکچری و خاص است اما در واقع معنای اصلی این واژه پرتمتراق را به چالش کشیده‌اند.   تقریبا مدت زیادی است، افرادی که به عنوان سلبریتی‌های اینستاگرام شناخته‌ می‌شوند، در حال رواج دادن سبکی از زندگی هستند که تا حد بسیار زیادی مصرف‌گرا است اما در عین حال فاصله بسیار زیادی با واژه «لاکچری» دارد.   افرادی که فکر می‌کنند با عکس گرفتن از شکلات‌های خارجی، بدلیجات، لوازم‌ تحریر، ظرف غذا، کوکتل میوه، فنجان قهوه و...خیلی لاکچری هستند و با انتشار عکس‌های خوش‌رنگ و لعاب و فانتزی یک بعد غیر واقعی از زندگی را به تصویر می‌کشند و با استفاده از هشتگ «لاکچری» به خیال خود شأن و اعتبار برای خود می‌خرند.   سبک زندگی مجازی این اینستاگرامرها که در فضایی غیر از فضای مجازی شناخته شده نیستند، باعث شده تا برخی شرکت‌های تجاری یا حتی فروشگاه‌های کوچک با تبلیغ اجناس خودشان از طریق این افراد، دنبال کنندگان چنین صفحاتی را به یک زندگی لوکس تقلبی دعوت و کالاهای بسیار معمولی را تحت عنوان «لاکچری» به مخاطبانشان قالب کنند. حالا این کالاهای لاکچری چه چیزهایی می‌توانند، باشند؟   گل رز جاودان شاخه‌ای 150 هزارتومان یکی از اجناسی که اخیرا تحت عنوان کالای لاکچری به مخاطبان فضای مجازی عرضه می‌شود، گل رز جاودان است.   به طوری که گل‌های رز طبیعی را با روش‌های نوین مومیایی می‌کنند و عمر مفید آن را به حدود دو سال افزایش می‌دهند.   این گل‌ها در جعبه‌های مختلف با بهای شاخه‌ای 150 هزار تومان به فروش می‌رسد و جعبه‌های با گل‌های بیشتر نیز حدود یک و نیم میلیون تومان قیمت دارند.   به نظر می‌رسد، این گل فقط به دلیل بهای گزافی که دارد، لاکچری نامیده شده است، زیرا هیچ خلاقیتی در آن دیده نمی‌شود تا بتوان صفت لاکچری را به آن نسبت داد. بدلیجات لاکچری!؟ یکی از خلاقیت‌های افراد سودجو این است که زیورآلات بدلی را به صورت عمده از کشور ترکیه خریداری کنند و با قیمت‌های قابل توجه و تحت عنوان زیورآلات لاکچری به فروش برسانند. اگر شما از خریداران این زیورآلات هستید، باید بدانید که زیورآلات بدون داشتن فلز گرانبها، الماس و سنگ‌های قیمتی نمی‌توانند، صفت لاکچری را یدک بکشند.   زیورآلات لاکچری هیچ‌گاه تولید انبوه ندارند و نهایتا 5 مدل از آن‌ها و البته در صورت سفارش مشتری ساخته می‌شود.   لاکچری‌ها با خودکار نمی‌نویسند! یکی دیگر از تبلیغات مجازی این روزها، لوازم تحریر لاکچری است. لوازم تحریرهایی که معمولا توسط کشور چین تولید می‌شود و از کیفیت متوسطی هم برخوردار است.   این لوازم شامل خودکار، مداد، دفتر و غیره است که شرکت‌ها برای ترغیب مخاطبانشان آن‌ها را به عنوان کالای لاکچری معرفی می‌کنند.   بد نیست بدانید که لاکچری‌پسندها معمولا علاقه‌ای به خودکار ندارند و از خودنویس‌های طلاکاری شده که اغلب ساخت دست هنرمندان برجسته است، استفاده می‌کنند. برای لاکچری‌دوست‌ها استفاده از کالاهای صادراتی چین و ترکیه یک کمدی است.   در نهایت اینکه شما با خرید کالاهای درجه سه که از کشورهای دیگر وارد می‌شود، هیچ‌گاه لاکچری‌استایل نام نخواهید گرفت؛ بلکه فقط چیزی بیش از بهای واقعی یک کالای معمولی را پرداخت کرده‌اید تا به زعم خودتان سبک زندگی‌تان را به قشر خاصی نزدیک کنید که هیچ تعلقی به آن ندارید.   زیورآلات، لباس‌ها، نوشت‌افزارها و ... که به تعداد انبوه هم تولید می‌شوند، دارای هیچ اصالتی نیستند و فقط جیب شما را خالی می‌کنند. شما با خریدن این اجناس به عنوان کالای لوکس فقط خودتان را به زحمت و هزینه می‌اندازید که این یک مصرف‌گرایی صرف است نه لاکچری!     ]]> جامعه و حوادث Tue, 22 Aug 2017 13:14:39 GMT http://newsirani.com//gallery/84917/1/لاکچری-های-تقلبی-تصاویر نخلی عجیب که راه می‌رود +تصاویر http://newsirani.com//news/84788/نخلی-عجیب-راه-می-رود-تصاویر در اکوادور آمریکای لاتین، گونه عجیبی از درختان نخل به نام ساکوراتی رشد می‌کند که شما را به حیرت وا می‌دارد؛ این درختان به مرور زمان از جای خود حرکت کرده و تغییر مکان می‌دهند.به گفته کارشناسان، این درختان به دنبال نور خورشید و مواد مغذی حرکت کرده و خود را به سمت خورشید می‌کشانند از این رو در طول زمان تغییر مکان محسوسی انجام می‌دهند؛ 2 الی 3 سانتی‌متر در روز و  20 متر در طول سال، فاصله‎ای که در نوع خود جالب توجه است.ریشه‌های این درختان مانند پاهای آنها عمل می‌کند و در خاک راه می‌روند تا در سمت خورشید قرار بگیرند و به مرور ریشه‌های قدیمی محکوم به خشک شدن خواهند شد و تنه درخت هم مجبور به تغییر و جابجایی می‌شود.هر چند تا کنون چندین کارشناس این نظریه را رد کرده‌اند و گفته‌اند که این ریشه‌ها از قبل در خاک وجود دارد و تنها پس از مدتی از دل خاک بیرون می‌آید و این کار تبدیل به شگردی برای جذب گردشگر شده اما شواهد بسیاری این موضوع را رد می‌کند.  ]]> جامعه و حوادث Mon, 21 Aug 2017 05:33:53 GMT http://newsirani.com//news/84788/نخلی-عجیب-راه-می-رود-تصاویر