سمبل زن در قرآن چیست؟
تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۱۹
کد مطلب: 76239
 
حضرت مریم (ع ) سمبل بانوان مسلمان و الگو و اسوه اى براى بانوان جهان مى باشد، او تنها بانوئى است ، که نامش در قرآن در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند مورد، برده شده و آیت و نشانه خدا معرفى گذشته است . (108)
قرآن در مورد مختلف به چند صفت از صفات آن حضرت اشاره مى کند:

1- عبادت ، عروج یک انسان
از آنجا که انسان استعداد دارد که به مقام قرب نائل گردد و چون داراى روح و نفس الهى نیز هست ، مى تواند از علم و قدرت الهى برخوردار شود و راه وصول به این موقعیت عبودیت ، و با دیده دل معبود و معشوق (خدا) را دیدن و تسلیم محض در مقابل او شدن و طبعا عبادت مى باشد و عبادت واقعى حق ، عروج انسان به نزدیکى کمال نهائى است .

در مورد مریم (ع ) مى فرماید:
کلما دخل علیها زکریا لمحراب وجد عندها رزقا یا مریم انا لک هذا؟ قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب (109)
(و هرگاه زکریا در محراب عبادتش مریم را ملاقات مى کرد در کنار او رزق و روزى مى یافت ، گفت :اى مریم این روزى از کجا است ؟ پاسخ داد از نزد خدا که خدا هر کسى را بخواهد بى حساب روزى او را مى دهد.)

این آیه مبارکه نشانگر این است که مریم (ع ) همواره در محراب عبادت و در حال عروج الى الله ، بوده است و تقرب او به خداى متعال به حدى بوده که با دخل و تصرف ، در نظام آفرینش و ولایت تکوینى ، روزیش مى رسیده و نه با اسباب و مسببات عادى از تمام آیات قرآن ، این حقیقت به دست مى آید که ارزش واقعى انسان خدائى شدن و به خدا رسیدن او است و همه انبیاء براى این آمده اند که در طى این مسیر، انسان را یارى نمایند و زن نیز مى تواند به این موقعیت والا دست یابد.

2- پاکى و برگزیدگى خدا
انسان با اختیار خویش مى تواند با انجام اعمال صالحه و سیر و سلوک الى الله مورد عنایت خاص الهى قرار گیرد. و به ولایت الهیه دست یابد و لطف و محبت ویژه خدا را جلب نماید که : فاذکرونى اذکرکم ... (110) دلهایتان متوجه من باشد که من به شما توجه خواهم داشت .

و فاتعونى یحببکم الله ... (111) مرا پیروى کنید که خدا شما را دوست بدارد. این شایستگى را انسان خود به دست مى آورد وگرنه خداى متعال به همه موجودات و انسانها، مهربان است .

در مورد حضرت مریم (ع ) مى فرماید:
و اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک على نساء العالمین (112)
(و هنگامى که ملائکه الهى گفتند:اى مریم در حقیقت خدا تو را برگزیده خویش و پاکى قرار داد و تو را بر همه زنان جهان برگزید.)

 شایسته کیست؟
آیات قرآن ، به خوبى این حقیقت روشن است که انسان مى تواند به مرحله عالى از رشد و کمال دست یابد که شایستگى محبوب شدن در پیشگاه خداى متعال را پیدا کند، در آیه دیگر در پیرامون مریم (ع ) راه رسیدن به این لیاقت و این صعود را نشان داده مى فرماید:
یا مریم اقنتى لربک و اسجدى وارکعى مع الراکعین (113)
(هان اى مریم ! در مقابل پروردگارت مطیع و خاضع باشد و سجده کن و با رکوع کنندگان ، رکوع کن .)
در این آیه شریفه ، راه دست یافتن به این شایستگى ارائه شده است و هر انسانى از جمله یک زن متکامل چنین است که با اطاعت و خضوع در مقابل کمال مطلق و نماز و رکوع و سجود، مى تواند به آن شایستگى توفیق یابد و حضرت مریم (ع ) به قدرى در این حرکت موفق بوده اند که لیاقت دریافت وحى را یافته و هم سخن با ملائک و فرشتگان الهى شده اند. آن زن مى تواند چنین باشد.
قرآن مجید در جاى دیگر مى فرماید:
و مریم ابنت عمران التى الحنت فرجها فنخنا فیه من روحنا و صدقت بکلمات ربها و کته و کانت من القانتین (114)
(و مریم دختر عمران ، بانوئى که دامن خود را پاک نگاه داشت آنگاه از روح خود در او دمیدیم و کلمات پروردگارش و کتابها و شرایع الهى را تصدیق کرد و او از اطاعت کنندگان و خاضعان بود.)
این آیه عطف به آیه قبل است که فرمود:
و ضرب الله مثلا الذین آمنوا امراة فرعون ...
(خداى متعال نمونه زن با ایمان را به زن فرعون مثال آورده )
که در بخش پیش مطالعه کردید. اکنون زن نمونه دیگر را مثال مى زند و مریم را معرفى مى کند و در این معرفى ، مى توانیم به چند ارزش توجه نمائیم :
الف - پاکدامنى
قرآن مجید در چندین مورد، به این جهت توجه کرده و مریم (ع ) را به پاکدامنى ستوده است . (115) بدیهى است که یکى از بهترین صفات براى هر انسان ، عفاف و پاکدامنى است و این جهت یکى از ارزشها براى زن معرفى شده است .
ب - ایمان
او به همه دستورهاى پروردگار و همه کتب آسمانى و قوانین و شرایع الهى ایمان است . (116) و همچنانکه ایمان ، آن هم ایمانى بر پایه معرفت و شناخت و ایمانى صحیح و خلل ناپذیر، خطیرترین و اساسى ترین پایه و مبناى حیات انسانى است ، و زندگى منهاى آن ، مساوى با پوچى و مرگ خواهد بود و شخصیت زن نیز بودن یک چنین ایمان ، بهترین ارزش را به وى داده سرچشمه همه زیبائى ها و خوبیها خواهد گشت و خوشبخت است خانواده اى که کانونش با این فروغ الهى روشن گشته و بانوى این کانون ، معلم تقوا و پاکى باشد که در نتیجه پرتوش روشنائى بخش همه اعضاى خانواده و سرانجام مربى جامعه خواهد بود.
ج - عبادت و اطاعت حق
در فرهنگ قرآن - ایمانى بر مبناى معرفت و حق استوار است که - عمل و اطاعت نشانگر آن باشد وگرنه لفظ تنها و ادعاء، دلیل بر وجود ایمان قلبى نیست و در اکثر موارد آیات قرآن ، واژه و لغت ایمان با لغت و واژه عمل یا واژه اطاعت و امثال آن به کار برده شده مانند: الذین آمنوا و عملوا الصالحات (117) مریم (ع ) نیز در این آیه از (قانتین ) از اطاعت کنندگان و عبادت پیشه گان معرفى مى شود.
آرى چنین زن ، سمبل و الگوى زن در قرآن است و زنان مؤ منه باید چنین بوده و داراى این صفات باشند!
د- افتخار مادر بودن
مریم افتخار داشت که فرزندى همچون حضرت عیسى مسیح (ع ) به دنیا عرضه کرده است براى هیچ عاقلى پوشیده نیست که بزرگترین رسالت یک زن ، مادر بودن او است که اگر در جامعه ، مادران نمونه انسانهاى واقعى خواهند گشت که مع الاسف دنیاى مادى و فلسفه هاى غربى ، این مقام والا را نیز لکه دار ساخته و زن دیگر این رسالت خویش را خطیر نمى شمارد. در اینجا گفتنى زیاد است و از عهده این مقاله کوتاه خارج .
ه - استقامت و شکیبائى
مریم (ع ) در مقابل ناجوانمردانه ترین تهمتها و شکنجه ها استقامت کرد و جز به ذات مقدس ربوى به هیچ قدرت دیگر تکیه نکرد و به جز او توکل ننمود و هرگز با ترس از مشکلات از میدان مبارزه حق و باطل بیرون نرفت و خود سمبل راه حق و حقیقت گشت و در مقابل باطل .
در اینجا خاطرنشان مى سازم که سمبل و الگوى زن در فرهنگ و بینش ‍ اسلامى ، بانوان دیگرى هستند که از حضرت مریم (ع) نیز والاتر و بالاترند، مانند:
حضرت فاطمه زهرا (ع ) که دخترى بى نظیر و نمونه ، همسرى فداکار و بى مانند و مادرى بى همتا و بى مثال و حجت خدا بود که اگر پیرامون شخصیت او و سرمشق بودن و الگو بودن او بخواهیم چیزى بنویسیم چندین کتاب هم از عهده آن برنخواهد آمد، ولى چون در این رساله بحث ما تنها (زن از دیدگاه قرآن ) بود لذا اینگونه به بحث پرداختیم .
یک حدیث از پیامبر اسلام (ص ) جلب مى نمائیم ، آن حضرت فرمود: افضل زنان اهل بهشت خدیجه دختر خویلد و فاطمه (ع) دختر محمد (ص ) و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است و در فضیلت او همین بس که خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذکر کرده است که گفته :
رب ابن عندک بیتا فى الجنة (118)

شایستگى در قرآن
منطق وحى (قرآن کریم ) علاوه بر اینکه براى زن و مرد، به طور یکسان معیار ارزش و کرامت و بزرگوارى را، تقوا و ایمان معرفى کرده است که ثمره آن طبعا، همه فضیلت ها و پاکیها خواهد بود براى زنان یک سلسله ارزشها و شایستگى ها را مشخص ساخته است که باز با ایمان و تقوا رابطه تنگاتنگ دارند.
قرآن مجید اعلام مى دارد که :
انا خلقنا کم ذکر و انثى و جعلنا کم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندلله اتقاکم (119)
ملاحظه مى کنید که ملاک شایستگى ، فقط تقوا معرفى شده است و براى زن و مرد، هیچ چیز دیگر قابل مقایسه با صفت تقوا و هم وزن با آن نیست .
آنگاه تمام صفات والاى الهى و ارزشهاى انسانى را براى زن و مرد خاطر نشان ساخته و همواره راه رشد و حرکت تکاملى آنان را نشان داده و آنها را از آنچه که بر زیان کرامت و شرافت انسانى آنان مى باشد، باز داشته است !

زنان صالحه
علاوه بر صفات مشترک بین زن و مرد، به برخى از صفات ، در مورد زن تاءکید شده و ارزشهاى ویژه اى نیز براى او مشخص گشته است .
یکى از آن صفات ، صالح بودن زن است ، یعنى کسى که شایستگى و لیاقت روحى و پاکى درون و روانى داشته و از ناپاکیها، آلودگیها و خبث باطن پاک و منزه باشد.
آنگاه قرآن مجید زنان صالحه را معرفى مى نماید و در مصداق صالح بودن آنها به چند ارزش دیگر تصریح مى کند:
... فالصالحات قانتات حافظات الغیب بما حفظ الله (120)
(پس زنان صالحه ، کسانى هستند که با کمال تواضع و خضوع ، همواره مطیع و در غیاب همسر نیز حافظ اسرار و شئون خانواده هستند، حافظ آنچه که خداى متعال نیز به حفظ آن فرمان داده و خود حفظ کرده است .)
در این آیه کریمه یکى از معیارهاى صلاحیت و شایستگى زن ، اطاعت او از همسر چنین صفت فرشته گونه را دارد بلکه در غیاب او نیز تعهد و مسئولیت خویش را ادراک کرده ، وظایف خود را در کانون خانواده به خوبى انجام مى دهد و حافظ اسرار همسر و آبرو، مال ، ناموس و حیثیت او مى باشد.
واضح است که مراد آیه شریفه ، اطاعت و تواضع و خضوع در مقابل همسر مى باشد به دلیل اینکه در مقابل واللاتى تخافون نشوزهن ، یعنى زنان سرکش و افرادى که از فرمان همسر در امور زناشوئى سر پیچى مى کنند، قرار گرفته است .
استاد بزرگوار مرحوم علامه طباطبائى (رضوان الله تعالى علیه ) مى فرماید: از مقابله این آیه با (واللاتى تخافون نشورزهن ) معلوم مى شود که مقصود از الصالحات ... زوجه صالحه مى باشد... مو جمله (قانتات حافظات ) که امر به صورت توصیف است (یعنى باید حافظ و قانته باشند) یک حکم مربوط به شئون زناشوئى و معاشرت خانوادگى است . (121)
و در تفسیر نمونه مى خوانیم : صالحان و درستکاران ، و آنها کسانى هستند که خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده مى باشند و نه تنها در حضور شوهر بلکه در غیاب او حفظ الغیب مى کنند، یعنى مرتکب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمى شوند و در برابر حقوقى که خداوند براى آنها قائل شده و با جمله (بما حفظ الله ) به آن اشاره گردیده ، وظایف و مسئولیتهاى خود را بخوبى انجام مى دهند.
بدیهى است مردان ، موظفند در برابر اینگونه زنان ، نهایت احترام و حق شناسى را انجام دهند. (122)
در فرهنگ و بینش اسلامى به کانون گرم خانواده ، بسیار اهمیت داده شده و چون پایه و اساس پرورش انسان ها و سعادت جامعه را کانون خانواده مى داند و به پاکى آن و صفا و صمیمیت در آن تاءکید نموده و رعایت حقوق همه اعضاى آن را جزء دین و تفکر و ایدئولوژى دینى شمرده است و در این رابطه اطاعت از شوهر و خوب همسردارى را در حکم جهاد در راه خدا دانسته است که نگارش آن مطالب از عهده این مختصر خارج است .

پاکى و شایستگى
قرآن مجید، همچنانکه به مردان دستور مى فرماید که چشم و دل خود را پاک نگاه داشته هرگز آلوده دامن نگردند، به زنان نیز اکیدا مى فرماید:
قل للمؤ منات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن ... (123)
(به زنان مؤ من بگو دیدگان خود را بپوشند (از آنچه که جایز نیست ، چشم بپوشند) و دامن خود را پاک نگاه دارند و زینت هاى خویش را به دیگران نشان ندهند...)
در این آیه مبارکه و آیه قبل از آن ، پاکى دل و دیده ، براى زن و مرد از علائم ایمان و شایستگى شمرده شده است و براى پاکى جامعه نیز دستور داده است که زن جلوه هاى زیبائى خود را در منظر و دیدگاه این و آن قرار ندهد ولى براى گرمى کانون خانواده و رعایت حقوق همسر، در ادامه این آیه ، شوهر و برخى دیگر از محارم را استثناء کرده مى فرماید: الا لبعولیهن ... زینت هاى خود را جز شوهر و محارم دیگر، به دیگران نشان ندهند.
لازم به یادآورى است که این دستور را در مقابل فرهنگ مکتبهاى مادى گذاشته بیاندیشید که چگونه در این مکتبها زنان وسیله هوسرانیها و عیاشى هاى آدمک هاى مردنما شده و به عروسک هاى کوکى و وسائل مصرف تبدیل گشته اند؟ و متاءسفانه با نفوذ فرهنگ استعمارى نام این نوع بردگى را، آزادى و روشنفکرى نهاده اند و زن از خود بیگانه هم آنرا پذیرفته است ؟ و خود را در دیدگاه و تماشاى این نامردمان قرار داده است .
ولى قرآن کریم زنان شایسته و مؤ منان واقعى را محصنات (کسانى که دژ مستحکم و خلل ناپذیر ایمان ، تقوا، عفاف ، حیا و پاکى هستند) معرفى کرده است و زنان با ایمان در حصن حصین الهى بوده دست و دیده هر ناپاک و آلوده اى قادر به دیدن و سوء استفاده از آنان نمى باشد.
و بالاخره پاکترین و استوارترین و با صفاترین خانواده کانون گرم خانواده مؤ منان خواهد بود.
صفات شایستگان
قرآن مجید، در جاى دیگر که براى رسول گرامى اسلام (ص ) زنان شایسته و بهتر را معرفى مى کند، مى گوید آنان چنین هستند:
... مسلمات ، مؤ منات ، قانتات ، تیبات ، عابدات ، سائحات ثیبات و ابکارا(124)
(زنانى که در مقابل حق تسلیم گشته اند، ایمان قلبى و عملى دارند، از سر خضوع و تواضع مطیعند، همواره از زشتیها و بدى ها متنفر بوده توبه مى کنند، در پیشگاه خداى معبود به عبادت و پرستش مى پردازند، و براى اجراى امر الهى روزه مى گیرند، چه بیوه باشند یا با کره (اینان بهترین زنها هستند.
ناگفته پیدا است که از دیدگاه قرآن ، رشد و کمال که در پرتو، توجه به کمال مطلق و خدا متعال مى باشد، زنى داراى شخصیت انسانى و شایسته ترین است که به این بعد از کمال رسیده باشد و نشانگر جمال و کمال الهى و پاکى و منزه او و در عشق و ایمان به مرحله تسلیم و باور رسیده باشد.

ناشایستگان
در قرآن همچنان که الگوى زن شایسته و با شخصیت را حضرت مریم (ع ) و آسیه همسر فرعون معرفى کرده دو نفر را نیز الگوى زنان بى شخصیت و ناشایست نام برده است :
ضرب الله مثلا للذین کفروا امراة نوح و امراة لوط کانتا تحت عبدین من عبادتا صالحین فحانتا هما فلم یغنیا عنهما من الله شیا و قیل ادخلا النار مع الداخلین (125)
(خدا براى کسانى که کافر هستند، زن نوح و زن لوط را مثل زده است که آنان همسران دو نفر از بندگان صالح ما بودند، به آنان خیانت کردند و آن دو بنده صالح ، ذره اى در مقابل امر خدا براى آن دو فائده اى نداشتند و با دو زن گفته که : با سایر جهنمیان و کفار، داخل آتش خشم خدا شوید.)
از این آیه نیز نکته استفاده مى شود که نشانگر ناشایست بودن آنان مى باشد و هر کس داراى آن جهان باشد، او نیز ناشایست است:
1- این دو زن ، در مقابل امر خداى متعال با دشمنان خدا همکارى و همفکرى مى کردند و براى آنان به زیان راه حق و رسالت پیامبران ، جاسوسى مى نمودند.
2- به شوهران خویش خیانت کردند و براى همسرانشان ، همسرى امین نبودند.
3- در مدتى کوتاه همرنگ جامعه فاسد و کفار گشتند و ارزشهاى دروغین را بر ارزشهاى راستین ، مقدم داشتند و از عبادت و اطاعت حق ، رخ تافته به بردگى هواى نفس و شیطان در آمدند.
4- بر اثر عدم تشخیص حق یا نداشتن ادراک صحیح و یا غرور و جهل از فرصت همنشینى و معاشرت با پیامبران الهى استفاده نکردند و به جاى اینکه در جوار آنان سعادتمند گردند، بدبخت و شقاوتمند گشتند!
5- اگر کسى خود داراى ایمان و عملى صالح نباشد و شایستگى را به دست نیاورد، نزدیک بودن به افراد صالح ولو همسر بودن ، نتیجه اى به حال وى نخواهد داشت.

گردآوری: گروه دین و اندیشه پرداد
Share/Save/Bookmark