فرهنگ نقد و انتقاد
دکتر سیدعلی میرباقری
تاریخ انتشار : شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۴
کد مطلب: 4097
 
فرهنگ نقد و انتقاد
سکوت و سکون، فاجعه‌بارترین بیماری اجتماعی است، زیرا آنجا که بی‌تفاوتی سایه بیفکند، زندگی رنگ می‌بازد. شاید به همین علت است که اسلام، ایمان و اعتقاد قلبی را کافی نمی­داند، بلکه اقرار به لسان و عمل به ارکان نیز از ملزومات مسلمانی است. در منطق قرآن، انسان امانتدار خداست، امانت بزرگی که به زمین و آسمان‌ها، عرضه شد و همه از پذیرش آن اعلان ناتوانی کردند، این همان امانتی است که به انسان کرامت و عزّت بخشیده است و او را در مقابل خود، انسان‌های دیگر و تمام جهان، مسئول قرار داده است و همین مسئولیت سنگین است که انسان مسلمان را به زنده بودن و تحرک و پویایی وادار می­کند. بالاترین هدف اسلام، ساختن انسان زنده آزاد و پرتحرک و مسئول است. هـــمان آرمان مقدسی که پیامبر عالیقدر اسلام، پس از 23 سال ارشاد و تبلیغ، به آن نائل شد و از مردمی سست و وامانده، انسان‌هایی آزاد و مسئول پرورید که نسبت به همه آنچه در اطرافشان می­گذشت، هوشیار و حساس بودند، تا آنجا که حتی نسبت به بلندی پیراهن خلیفه هم حساسیت نشان داده و از علتش سوال می­کردند، و این مسئولیت به‌صورت یک فرهنگ عمومی و عادی، در همه افراد جامعه نفوذ کرده بود، طوری که توده­های مردم مسلمان تا کوچک‌ترین انحراف، در جامعه می‌دیدند، یا احساس می­کردند یکی از مقامات، از موقعیّت خود سوءاستفاده کرده است، به مسجد می‌رفتند و با انتقاد، و شور و مشورت، مساله را بررسی و پی‌جویی می­کردند امّا همین مردم مسئول و حساس کارشان به جایی رسید که در حکومت بنی­عباس، در شب عروسی دختر خلیفه، آنقدر در تهیه غذا اسراف می­شود که چندین روز غذاهای اضافه از شهر بیرون می­بردند و در بیابان‌های اطراف بغداد، انبوهی از غذاهای مانده انباشته شد امّا مردم، بی­تفاوت نسبت به این مسائل، به زندگی خود سرگرم بودند. یکی از هدف‌های ارزشمند اقدام زیبا، نمادین و درس‌آموزی که، همه‌ساله رهبر فرزانه انقلاب اسلامی اجرا می­کنند و گروه زیادی از اساتید و دانشجویان و نخبگان جامعه را در فضای شاد و پرتحرک حسینیه امام خمینی(ره) گرد آورده تا به‌راحتی، همه مسائل خرد و کلان مملکت را نقد و پرسش ­کنند، برای آن است که این فرهنگ در جامعه و بین همه مسئولان، اشاعه یابد، آیا این، سزاوار پندآموزی نیست؟! فرهنگ نظارت و نقد و انتقاد، نعمتی است که موجب دوام و بقا و استحکام نظامات تکاملی و پویا خواهد شد، گسترش و تعمیم چنین فرهنگی، وظیفه همه کسانی است که نظام جمهوری اسلامی و ایران را دوست دارند؛ مجالس بحث و مناظره امامان معصوم ما، به‌ویژه امام صادق و امام رضا(ع)، در حضور انبوه مردم، با دهریون و ملحدان، و جلسات مناظره شهید بهشتی و شهید مطهری با ماتریالیست­ها، اثبات کرده است که، دین ما از این راه چه توفیقات بزرگی را کسب کرده است. عنایتی ساده در تاریخ، نشان می­دهد در هر دوره­ای که آزادی بیان و قلم برای ملّت‌ها فراهم شده، علم و هنر و ادبیات و فلسفه و فرهنگ و اخلاق و تمدن هم رشد و شکوفایی داشته است. کسانی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را نوشته­اند، نیک می‌دانستند که آزادی بیان و قلم، سنگ‌بنای تمام آزادی‌های مشروع سیاسی و اجتماعی انسان است و از این جهت است که آزادی بیان و قلم، در این دو عهدنامه مقدس، موقعیت ممتازی یافته است. متکبران و مستکبران و قدرت‌محوران، بالاترین دشمنی را با آزادی بیان و قلم به‌کار می­گیرند تا به قول قرآن، مردم با از دست دادن قدرت بیان و قلم خود، وادار به سکوت وخفت و ذلت شوند و از این طریق راه استبداد و بیداد و ستم آنان هموار گردد «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ»(سوره الزخرف آیه 54) و بقول مولوی: «تا تو را از تو به کل خالی کند تو شوی پست، او سخن عالی کند» دین ما و شیوه زمامداری پیامبر و امامان معصوم ما(ع)، با این روش­ها به‌شدت مخالفت کرده­اند.
Share/Save/Bookmark